تور لحظه آخری، تور لحظه آخری استانبول، تور ارزان، تور تایلند، تور کیش، تور دبی

تور های لحظه آخری | تور لحظه آخری گرجستان،تور لحظه آخری استانبول، تور دبی، تور لحظه آخری کیش، تور اروپا، تور های ارزان قیمت

تور لحظه آخری، تور لحظه آخری استانبول، تور ارزان، تور تایلند، تور کیش، تور دبی

تور های لحظه آخری | تور لحظه آخری گرجستان،تور لحظه آخری استانبول، تور دبی، تور لحظه آخری کیش، تور اروپا، تور های ارزان قیمت

پست ویژه تور 21 روزه اروپا (ایتالیا، سوئیس، فرانسه، یونان، لوکزامبورگ، اتریش)

پست ویژه تور 16 روره اروپا (فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، یونان) ویژه پاییز

طبقه بندی موضوعی
تور تایلند تور تایلند تور استانبول تور استانبول بلیط هواپیما بلیط هواپیما تور تور قیمت بلیط قطار مشهد تهران قیمت بلیط قطار مشهد تهران رزرو هتل در مشهد رزرو هتل در مشهد تور ارزان استانبول یشنهادات شگفت انگیزی برایتان داریم تور استانبول تور استانبول تبلیغ متنی جهت اطلاع از تعرفه ها کلیک کنید

Code center

دریافت تور در تلگرام

آداب و رسوم مردم استان کرمان

استان کرمان، محل سکونت مردمی با عقاید مختلف دینی و مذهبی است که هر کدام از آنها آیین و مراسم خاصی دارند. کرمان، همچنین محل کوچ و زیست ایلات مختلف عشایری است که فرهنگ آنها با فرهنگ شهری اختلاف اساسی دارد. به طور کلی، فرهنگ منطقهٔ کرمان بر بنیاد دو عامل شکل گرفته است. از یک سو شرایط طبیعی و از سوی دیگر تاریخ پرفراز و نشیب این منطقه است که در مجموع به عادت قناعت و صبوری مردم منجر شده است. این همه بدین معناست که فرهنگ استان کرمان از ترکیب جوامع شهری، روستایی و عشایری و همچنین متأثر از جریانات تاریخی و آیین های مذهبی بوده و همین عوامل باعث پیدایش خرده فرهنگ هایی در سطح استان پهناور کرمان شده است.

به این ترتیب، فرهنگ مردم هر منطقه، طی سالیان متمادی با لهجه و طرز تفکر و محیط زندگی مردم آمیخته شده و در نتیجه موجب تفاوت هایی میان مردم مناطق مختلف شده است. نوع پوشش و لباس مردم مناطق مختلف کرمان نیز تحت تأثیر آداب و سنن و شرایط خاص اقلیمی متفاوت است. از جمله مشخصه های مردم کرمان، پای بندی آنها به آداب و رسوم و سنت های ملی و مذهبی است، تا آنجا که برخی از رسوم نظیر جشن سده، تنها در کرمان، هنوز باشکوه برگزار می شود. در کرمان، همچنین مراسمی چون عید نوروز و سنت های وابسته، نظیر چهارشنبه سوری، سیزده بدر، خانه تکانی، تهیهٔ سبزه و ... همراه با آداب و رسوم خاصی، مانند پختن سِمِنو، تهیهٔ کُماچ سِهن (سِن) و سایر خوراکی ها به گونه ای با شکوه برگزار می شود. سایر مراسم مانند شب چله، شب شیشه و برخی جشن های ملی و سنتی دیگر نیز مورد توجه و احترام مردم کرمان است.
روحیه و منش مردم کرمان

روحیهٔ مردم کرمان متأثر از فرهنگ این جامعه است. کرمانی ها صبور، قانع، فعال، امین و مهمان نواز هستند. آنها به بزرگ ترها احترام می گذارند و با وجودی که عوامل طبیعی مساعد نیست، تا آنجا که مقدور باشد برای آباد کردن زمین ها و حفر قنوات تلاش می کنند. در کرمان به نسبت جمعیت خود مراسم سوگواری و ارادت به خاندان آل عصمت و طهارت علیهم السلام بیشتر از جاهای دیگر برگزار می شود.

دین و مذهب
اگر چه بیش از ۹۵ درصد مردم استان کرمان مسلمان و شیعه اند، اما ادیان و مذاهب دیگری چون زرتشتی، کلیمی و مسیحی نیز در کنار مسلمانان، زندگی می کنند. به خصوص زرتشتی ها که صاحب محله، مدرسه دخترانه و پسرانه، آتشکده، موزه و گورستان مخصوص اند، مراسمی چون جشن سده را با شکوه برگزار می کنند.

گویش کرمانی
حتماً تا به حال دقت کرده اید که مردم مناطق مختلف ایران، با گویش های مختلف سخن می گویند. این گویش ها معمولاً سابقهٔ طولانی دارند و مردم هر منطقه به خاطر ارتباط کلامی با یکدیگر به راحتی و با علاقه آن را به کار می برند. گویش به گونه ای از زبان گفته می شود که از لحاظ واژگانی، دستوری و آوایی تفاوت هایی با دیگر گویش های محلی دارد. همچنین، گویش از نظر توانایی ایجاد ارتباط، کمتر از زبان رسمی نیست، و احتیاجات اجتماعی مردم یک منطقه را برآورده می کند. ایران از دیرباز، به دلیل وسعت قلمرو، غنای فرهنگی و حضور اقوام مختلف، دارای تنوع گویشی بسیار است. در استان پهناور کرمان نیز این گوناگونی گویش به نحوی چشم گیر مشاهده می شود. البته در چند دههٔ اخیر، با توجه به نقش رسانه ها در ترویج زبان رسمی، به مرور گویش ها رو به فراموشی می روند. با این وجود، هنوز تفاوت های گویشی میان شهرهای مختلف به چشم می خورد. ضرب المثل های هر منطقه، از نظر گویشی عموماً غنی هستند. حتی مردمی که کمتر از گویش محلی استفاده می کنند، موقع کاربرد ضرب المثل، از گویش محلی استفاده می کنند.

نمون ها ی از ضرب المثل های کرمانی
٭ آب از کُنج ناخونش نمی چکه
آب از گوشهٔ انگشت اش نمی ریزد؛ کنایه از اینکه بسیار خسیس است.
٭ تُرُش بالا به آفتابه میگه دو کتو
آبکش به آفتابه می گوید دو سوراخ داری؛ کنایه از اینکه شخصی پر از عیب است، اما از دیگری عیبجویی
می کند.
٭ خونهٔ همسایه کُماچه به ما چه؟
خانهٔ همسایه کماچ درست می کنند و به ما مربوط نیست؛ کنایه از این که در کار دیگران مداخله نکنیم.
نمونۀ لالایی کرمانی
الالالا گلم لالا / بخوابه بلبلم لالا

الا لالایی لالایی/ برو لولوی صحرایی
برو لولو جهنم شو/ بلا گردون رودم شو
برو لولوی صحرایی/ تو از رودم چه می خواهی
که رودم کرده لالایی

دوبیتی عامیانه
دوبیتی های عامیانه بسته به شرایط جغرافیایی مناطق مختلف، رنگ و بوی خاص خود را دارند؛ مثلاً در روستاهای کویری گلباف مشتمل بر سه روستای حُرۡمَک، نَسۡکۡ و کِشیت بیشتر با واژه هایی نظیر لوت، شتر، و نخل سر و کار داریم؛ اما روستاهای شمالی که میوه های سردسیری دارند این دوبیتی ها رنگ و بوی دیگری دارند.
نمونۀ دوبیتی
٭ غریبی سخ مرا دل گیر داره       فلک ور گردنم زنجیر داره
فلک از گردنم زنجیر ور دار            که غربت خاک دامنگیر داره
٭ سر کوه بلند نی می زنم نی    شتر گم کردم و پی می زنم پی
شتر گم کرده ام با کره هاشی     گلی گم کرده ام شاید تو باشی
٭ سر کوه بلند فریاد کردم            امیرالمؤمنین را یاد کردم
امیرالمؤمنین ای شاه مردون         که رو ور قبلهٔ حاجات کردم

موسیقی کرمان
موسیقی محلی کرمان از جایگاه خوبی برخوردار است؛ به گون های که برخی از سازهای محلی این استان در دنیا بی نظیر است. موسیقی نواحی استان به ترانه های کار، شادمانی، روایی و حماسی، سوگ آواها، لالایی ها، صوفیانه، مذهبی و آیینی، ساربانی، زورخانه و کولی ها تقسیم بندی می شود. سازهای موسیقی نواحی استان، شامل کوبه ای، بادی و زهی است. سازهای کوبه ای پوستی نظیرجوغ، انواع دایره، دهل، تمبک و تمپو است. سازهای کوبه ای بدون پوست را به کوزه، سنگ، چوسر (چوب سحر) و خلخال می توان تقسیم بندی کرد.

نمونۀ ترانه محلی کرمان
رفتم به باغ پسته / مندلی خان نشسته
سنگی زدم به دوشش / مرواری ریخت تو کوشش (کوش = دامن)
"ای" طرف جو جکیدم / "او" طرف جو جکیدم
شاخ نباتی دیدم / برداشتم و دویدم
گفتم ننه، ننه، من آش می خام؛
قاشق نقاش می خام/ زن قزلباش می خام
اُرسی فرش کرده می خام/ قلیون چاق کرده می خام
سوار"ای" لوک نمی شم/ سوار "او" لوک نمی شم
سوار جَمازه می شم/ تا در دروازه می شم
که دروازه نگین داره/ که قُفل عمبرین داره
نمونه ای از باورهای قدیمی
اگر گربه برابر انسان دست و صورتش را بلیسد نحس است.
اگر کف دست انسان بخارد پول گیرش می آید.
اگر در فنجان چای یک پر چای روی فنجان آمد مهمان می رسد.
آب خوردن از کوزهٔ شکسته یا لیوان شکسته خوب نیست.
موقع طبخ سمنو اگر چشم ناپاک به دیگ بیفتد سمنو خراب می شود.
شب ششم زائو که به شب شیشه معروف است، شیشه ای را بالای بام می گذارد. عده ای هم از بستگان زائو در
اتاق جمع می شوند و تا صبح شب زنده داری می کنند تا از آمدن آل و شیشه و غیره جلوگیری کنند.

صنایع دستی استان کرمان
صنایع دستی، هنر سنتی و نماد همبستگی اقوام مختلف ایرانی است و ریشه در فرهنگ و تاریخ کشورمان دارند. در واقع، صنایع دستی هر منطقه معرف فرهنگ همان منطقه به سایر نقاط کشور و جهان است. پته، گلیم، شریکی پیچ، مشبک، مُعَرَق و مُنَبَت چوب، طراحی سنتی، طراحی گلیم، طراحی قالی، تذهیب، مینیاتور، مس تزئینی، مجسمه سازی، عروسک ها و لباس های محلی ، آیینه دوزی، سکه دوزی و چاقو سازی از جمله صنایع دستی استان کرمان است. پَته دوزی: پته از جمله صنایع دستی زنانه دوزی است که با نخ های رنگی، روی پارچهٔ مخصوصی که به آن عریض می گویند، دوخته می شود. پته در رنگ های سفید، سبز و قرمز و ... عرضه می شود وهر چه دوخت پته ریزتر و ظریف تر باشد، مرغوب تر است. پتهٔ کرمان که از نظر زیبایی و چشم نوازی شهرت دارد برای رومیزی، سجاده، پرده و ... مورد استفاده قرار می گیرد.

قالی بافی: کرمان پشم بسیار مرغوبی برای قالی بافی دارد. و قالی کرمان از قدیم به عنوان نفیس ترین و ظریف ترین قالی ایران و دنیا شهرت دارد. شهرت قالی کرمان به دلیل تلفیق جذاب طرح و رنگ است و یکی از زیباترین و خوش سبک ترین بافته های جهان ،قالی راور است. طرح و نقش گل و گیاه و درختان، نقش رایج در فرش کرمان است و رنگ های کرم، لاکی، سرمه ای و خاکستری از پرکارترین رنگ ها در فرش کرمان، محسوب می شوند.

گلیم شریکی پیچ: زنان روستایی عشایر « سیرجان » و « بافت » با سرپنجهٔ هنر آفرین خود نوعی گلیم می بافند که شهرت جهانی دارد. در این نوع بافته، پود، در پرز گلیم مخفی می شود. گره متن یا آبدوزی نیز به مدد بافت می رود و نقش و نگاری از هنر می آفریند. عشایر این منطقه موقع بافت این نوع گلیم، گل هایی چون کشمیری، گلدانی، موسی خانی، سماوری، درختی و حشمتی خلق می کنند که نمونهٔ آن را تنها در گلزار هنر کرمان زمین باید جست وجو کرد.

قوّه تو: قوّه تو، نوعی خوراکی خوشمزه و مقوی و به شکل پودر است که در لهجهٔ محلی به آن قُوّتو می گویند. آن را از آسیاب گیاهان مفیدی درست می کنند. کرمانی ها از قوّتو برای پذیرایی از مهمان، به خصوص مراسم تولد نوزاد استفاده می کنند. انواع قوّ تو شامل قهوه ای، نخودچی، پسته ای، نارگیلی وجود دارد که همهٔ آنها خوشمزه و مقوی اند.

کلمپه: از جمله شیرینی های رایج در کرمان، کلمپه است که آن را از ترکیب خرما، آرد و روغن درست می کنند. در سال های اخیر، انواع تازه تری از آنکه با گردو و زعفران درست می شود باب شده است. در برخی موارد نیز از روغن محلی در طبخ آن استفاده می شود، که برخی این نوع را بیشتر می پسندند. مصرف کلمپه علاوه بر اینکه در کرمان رواج زیادی دارد؛ از این شیرینی به عنوان یک سوغات خوب استقبال می شود.

کماچ سِهن: این شیرینی از ترکیب جوانهٔ گندم، خرما و روغن درست می شود و سرشار از انرژی و بسیار مقوی است.

سایر شیرینی های خانگی: علاوه برکلمپه و کماچ سهن، شیرینی های دیگری چون سوهان زرند، مسقطی سیرجان، حاج بادام، نان برنجی ، برشتو، نان پر، زبون میرزا و ... به صورت خانگی در کرمان درست می شود که بسیار سبک، کم شیرینی و خوشمزه اند.

نمونۀ بازی های محلی: سرگریزکو
در این بازی، یکی از بچه ها به عنوان رئیس انتخاب می شود. بچهٔ دیگری سر خود را روی دامن او می گذارد. رئیس چشم های او را محکم می بندد. سایر بچه ها هر یک در گوشه ای پنهان می شوند. پس از آنکه بچه سر بر داشت؛ رئیس می خواند:
سر ور داشت و سر ور داشت
هر جا هستی قایم باش!
در این مرحله، رئیس یک یک بچه ها را نام می برد. هر بچه ای که اسمش گفته می شود باید دست بزند یا صدایی از خود در آورد. بچه ای که روی چشم اش بسته شده باید حدس بزند که هر کدام از بچه ها کجا پنهان شده اند. با این ترتیب؛ بازی ادامه می یابد تا زمانی که او بتواند همهٔ بچه های دیگر را پیدا کند.

فرهنگ زرتشتی
یکی از اقلیت های مورد احترام کرمانی ها، مردم زرتشتی ساکن در این دیارند. وجود همین اقلیت دینی در کرمان، باعث ماندگاری سنت ها و آیین های زرتشتی در این منطقه شده است. آیین هایی مثل جشن سده، جشن مهرگان، لباس سبز پوشیدن در مراسم عقد و... از جملهٔ آنهاست. آتشکدهٔ مقدس و زیارتگاه پیر سبز در منطقه حکایت از وابستگی آنها به آیین های مذهبی خویش است.


لباس عشایر
در جامعهٔ شهری کرمان، به دلیل غلبهٔ زندگی شهری و نفوذ رسانه ها مردم از نظر پوشش، تقریباً یکسان می پوشند. اما در جامعهٔ عشایری این تفاوت ها هنوز به چشم می آید. زنان ایل آسیاب بر، لباس گشاد تا سر زانو و روسری به نام « شیلک » دارند که با سکه تزیین شده است. مردان شلوار گشاد و مشکی و پیراهن سفید می پوشند. زنان ایل افشار، از جمله طایفهٔ قاسم اولادی، لباس های بلند می پوشند؛ دور سر دستمال می بندند و روی آن چارقد می گذارند. در ایل بُچاقچی، زنان دامن چین دار، چارقد، دستمال و عمامه؛ اما مردان، شال و قبا و گیوهٔ ملکی دارند.

جشن سده یا آیین سده سوزی

جشن سده از قدیمی ترین جشن های ایرانیان است که هنوز برگزاری آن در میان مردم کرمان به ویژه زرتشتی ها رایج و طرفداران زیادی دارد.  مراسم این جشن غروب روز دهم بهمن هر سال، هنگامی که هزاران نفر به تماشا آمده اند برگزار می شود. مراسم با برپایی آیین نیایش توسط موبدان زرتشتی در محل باغچهٔ بُداغ آباد آغاز می شود؛ سپس با تشریفات ویژه ای از محل باغچه خارج می شوند، و در محوطهٔ باز مقابل باغچه، با آتش زدن خرمن بزرگی از هیزم، در حالی که هزاران نفر از مردم کرمان، برای تماشا آمده اند، آیین سده سوزی را به جا می آورند.
دربارهٔ دلیل پیدایش این جشن، نظرات مختلفی بیان شده است. گروهی معتقدند دهم بهمن ماه به تقویم کهن، صد روز از فصل سرما گذشته یا پنجاه شب و پنجاه روز به نوروز باقی مانده است، و چون فصل کشت وکار به زودی فرا می رسد زمین باید با آتش سده گرم شود. برخی نیز دلایل افسانه ای عنوان می کنند. این عده با اشاره به داستان ضحاک مار دوش می گویند، در این روز فریدون بر ضحاک پیروز شده و این جشن از یادگارهای آن دوره است. بعضی نیز آن را صرفاً یک جشن دهقانی و چوپانی می دانند؛ برای مثال، هنوز در بین چادرنشینان بافت و سیرجان آیی  سده سوزی چوپانی برگزار می شود.
زیارت پنج تن
این مراسم همه ساله از آغاز سال نو به مدت سه روز در اطراف آرامگاه یا زیارتگاه پنج تن در مِهناباد رودبار برگزار می شود و همزمان با آن، بزرگ ترین بازار سالانهٔ منطقهٔ نیز تشکیل می شود. از حدود دهم اسفند ماه دکان داران عنبرآبادی و سپس رودباری و محلی به مهناباد آمده چادر می زنند و برپایی بازار را تدارک می بیند. آن گاه جمعیت بی شماری از تمامی ده نشینان و عشایر ساکن منطقهٔ جیرفت و مناطق مجاور آن به مهناباد وارد شده و با برپایی چادر در زیر درختان و قربانی کردن گوسفند و فراهم ساختن سور و سات به شادی و تفریح می پردازند. در این هنگام، مهناباد به صورت بازار سالیانه برای مردمی در می آید که از ساردوئیه تا منوجان و از فاریاب تا دلگان بلوچستان برای شرکت در بزرگ ترین اجتماع روستایی  عشایری منطقه گرد می آیند.
مراسم سوگواری
مراسم سوگواری در میان عشایر از اهمیت ویژه ای برخوردار است و با شکوه و سوز و گداز برگزار می شود. وقتی شخصی از مردم ایل جبال بارز فوت کند، ایل یکپارچه در ماتم و عزا فرو می رود. ابتدا همهٔ مردم ایل جمع می شوند و در مراسم غسل و دفن متوفی شرکت می کنند. آنها پس از صرف ناهار احسان، به خانه های خود بر می گردند. اولین پنج شنبه ای که فرا می رسد، مرد و زن جمع شده به گورستان می روند و پس از خواندن فاتحه بر می گردند. از آن پس، هر روز عده ای از نزدیکان و آشنایان ساکن در جاهای دیگر برای تسلیت گفتن به منزل متوفی می روند. این رسم در ناحیهٔ گاوگان تا یک سال طول می کشد.

نمونه ای از چیستان ها
ای سرکو اره اره؛ اون سرکوه دره دره؛ میون کو گوشت بره؛ بالاترش روغنگری؛ بالاترش گله چرون.
پاسخ: صورت و بینی و دهان و موی سر انسان
عجایب صنعتی دیدم در این دشت؛ که بی جون ور رد جوندار می گشت.
پاسخ: گرجین، خرمن کوب سنتی
از در در آمد نر پلنگ؛ عصای دستش همه رنگ
پاسخ: قالی
سه دکون دوش به دوش یکی مخمل فروش یکی آرد فروش و یکی چوب فروش
پاسخ: سنجد



نظرات  (۱)

خیلی چیز باحالیه