تور لحظه آخری gardesh.info

تور های لحظه آخری | تور لحظه آخری استانبول، تور لحظه آخری کیش

تور لحظه آخری gardesh.info

تور های لحظه آخری | تور لحظه آخری استانبول، تور لحظه آخری کیش

پست ویژه تور زمینی گرجستان ویژه نوروز 96/ 4 شب از 995 هزار تومان

پست ویژه تور 24 دور اروپا ویژه نوروز 96/ قیمت تور:3540000 تومان + 3190 یورو

طبقه بندی موضوعی
تور باران آخرین تور های گردشگری متن آهنگ بزرگترین آرشیو متن آهنگ های فارسی دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ تبلیغ متنی جهت اطلاع از تعرفه ها کلیک کنید

Code center


اصفهان

استان اصفهان با وسعت بیش از ١٠٧ هزار کیلومتر مربع ششمین استان پهناور کشور محسوب می شود. وسعت زیاد این استان در کشور باعث شده است تا ویژگی های طبیعی و انسانی گوناگونی در آن شکل گیرد؛ به طوری که می توان آن را ایران کوچک نامید. موقعیت استان از دیدگاه ارتباطی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی دارای اهمیت فوق العاده ای است؛ به گونه ای که این استان به کانون تجمع بزرگ ترین و حساس ترین مراکز علمی، صنعتی، نظامی و اقتصادی کشور تبدیل شده است.

اِصفَهان شهری باستانی-گردشگری در مرکز ایران است. این شهر مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است. اصفهان به لحاظ جمعیت پس از تهران و مشهد سومین شهر بزرگ و توسعه‌یافتهٔ ایران و یک‌صد و هفتاد و یکمین شهر پرجمعیت دنیاست.این شهر در میان سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۷۲۲ میلادی به ویژه در قرن شانزدهم میلادی در میان حکومت صفویان هنگامی که برای دومین بار (پس از دوران سلجوقیان) پایتخت ایران شد، رونق فراوانی گرفت. حتی امروزه نیز شهر مقدار زیادی از شکوه گذشته خود را حفظ کرده‌است. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که تعدادی از آن‌ها به عنوان میراث تاریخی در یونسکو به ثبت رسیده‌اند. اصفهان در سال ۲۰۰۶ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام  و در سال ۱۳۸۸ به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی انتخاب شد. این شهر به داشتن معماری زیبای اسلامی و بسیاری از بلوارهای زیبا، پل‌های سرپوشیده، کاخ‌ها، مسجدها و مناره‌های منحصربفرد معروف است. این امر باعث شده‌است که در فرهنگ ایرانی اصفهان، نصف جهان لقب بگیرد. میدان نقش جهان یکی از بزرگترین میدان‌های دنیاست و نمونه برجسته‌ای از معماری اسلامی است که توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی ثبت شده‌است.

بفیه در ادامه مطلب

فهرست شهرستان های اصفهان

ردیف نام شهر شهرستان جمعیت رتبه در
شهرستان
۱ اصفهان اصفهان ۱٬۵۸۳٬۶۰۹ ۱
۲ کاشان کاشان ۲۴۸٬۷۸۹ 1
۳ خمینی شهر خمینی شهر ۲۱۸٬۷۳۷ 1
۴ نجف آباد نجف آباد ۲۰۶٬۱۱۴ 1
۵ شاهین شهر شاهین شهر و میمه ۱۲۶٬۰۷۰ 1
۶ شهرضا شهرضا ۱۰۸٬۲۹۹ 1
۷ خوراسگان اصفهان ۸۶٬۰۶۳ 2
۸ مبارکه مبارکه ۶۲٬۴۵۴ 1
۹ زرین شهر لنجان ۵۵٬۹۸۴ 1
۱۰ آران و بیدگل آران و بیدگل ۵۵٬۶۵۱ ۱
۱۱ فولادشهر لنجان ۵۵٬۴۹۶ 2
۱۲ گلپایگان گلپایگان ۴۷٬۸۴۹ 1
۱۳ بهارستان اصفهان ۴۵٬۵۳۸ 3
۱۴ درچه پیاز نجف آباد ۴۳٬۱۸۳ 2
۱۵ فلاورجان فلاورجان ۳۷٬۷۴۰ 1
۱۶ دولت آباد برخوار ۳۳٬۹۴۱ 1
۱۷ قهدریجان فلاورجان ۳۰٬۰۰۲ 2
۱۸ سمیرم سمیرم ۲۶٬۲۶۰ 1
۱۹ نایین نایین ۲۴٬۴۲۴ 1
۲۰ کلیشاد و سودرجان فلاورجان ۲۳٬۲۰۳ 3
۲۱ گل‌دشت نجف آباد ۲۲٬۶۹۳ 3
۲۲ خوانسار خوانسار ۲۰٬۴۹۰ 1
۲۳ گز برخوار ۲۰٬۴۳۲ 2
۲۴ خورزوق برخوار ۲۰٬۳۰۱ 3


ناهمواری های استان

زمین شناسی استان
براساس شواهد زمین شناسی، بیش از ٦٥ میلیون سال قبل (دوران دوم زمین شناسی) سراسر استان ما در کف اقیانوس بزرگی به نام تتیس جدید قرار داشت. در طول میلیون ها سال، بسته شدن اقیانوس و فرورفتن تدریجی پوستهٔ آن زیر پوستهٔ ایران باعث وقوع آتشفشان های زیردریایی در مقیاس بسیار بزرگ (از سهند تا بزمان) و تشکیل رشته کوه های مرکزی ایران و استان اصفهان (کوه های کرکس و …) شده است. همزمان با این اتفاقات برخورد صفحهٔ عربستان به صفحهٔ ایران باعث وقوع چین خوردگی های فراوان در این بخش از کشور شده است که نتیجهٔ نهایی آن بسته شدن کامل اقیانوس تتیس و بالا آمدن این قسمت از ایران و تشکیل رشته کوه های زاگرس است. بخش هایی که کمتر تحت تأثیر چین خوردگی و آتشفشان قرار گرفته اند، امروزه به صورت دشت درآمده اند. وجود فشارهای بسیار زیاد بر پوستهٔ زمین، شکستگی ها و گسل های زیادی را در استان به وجود آورده است. از زمان تشکیل ناهمواری ها تاکنون، عوامل فرسایش دهنده (بارش، سیلاب، باد، یخبندان و ...) شکل ناهمواری های استان را به طور دائم تغییر داده و از ارتفاع کوه ها کاسته و مواد حاصله را در دشت ها بر جای گذاشته است که نتیجهٔ آن، شکل امروزی ناهمواری های استان است.

سیمای ظاهری ناهمواری های استان اصفهان
از نظر شکل ظاهری ناهمواری های طبیعی استان اصفهان را می توان به دو ناحیهٔ بزرگ تقسیم کرد:
١  ناحیهٔ بلند (کوه ها و پایکوه ها)
٢ ناحیهٔ هموار (دشت ها و چاله ها)
١  ناحیۀ بلند (کوه ها و پایکوه ها): ناحیهٔ کوهستانی و پایکوهی استان به دو قسمت عمده، ناحیهٔ کوه های زاگرس استان و ناحیهٔ کوه های مرکزی استان، قابل تقسیم است.

الف) ناحیۀ کو ههای زاگرس استان: این ناحیه شامل بخش های وسیعی از غرب، جنوب غرب و جنوب استان است.  ارتفاعات این ناحیه، بخشی از ساختار کوهستانی بسیار بزرگ زاگرس است که به شکل رشته کوه های منظم و موازی با جهت غالب شمال غربی  جنوب شرقی دیده می شوند. ارتفاع کوه های این ناحیه از شرق به غرب بیشتر می شود؛ به طوری که بلندترین ارتفاعات در شهرستان های فریدون شهر، سمیرم و فریدن قرار دارند (شاهان کوه با ارتفاع بیش از ٤ هزار متر بلندترین نقطهٔ استان در شهرستان فریدون شهر، کوه های دنا با ارتفاع حدود ٤ هزار متر در شهرستان سمیرم و کوه های دامنه و دالان کوه در شهرستان فریدن). هرچه به سمت مرکز استان پیش می رویم، به تدریج از ارتفاع کوه ها کاسته می شود؛ به طوری که در اطراف شهرهای اصفهان (کوه های کلاه قاضی و صفه)، شهرضا (کوه های دملا) و نجف آباد (کوه های پنجی)، این رشته ها به کوه های پراکنده یا رشته های کم ارتفاع تبدیل شده که بخشی از پیش کوه های زاگرس محسوب می شوند.

ب) ناحیۀ کو ههای مرکزی استان: رشتهٔ مرکزی شامل ارتفاعات آتش فشانی کشیده ای است که از استان آذربایجان تا سیستان و بلوچستان امتداد دارد. بخشی از این رشته در استان ما قرار گرفته است. بخش هایی از شمال غرب، مرکز و جنوب شرق استان در محدودهٔ شهرستان های کاشان، آران و بیدگل، نطنز، اردستان، نائین و بخش های محدودی از شمال شهرستان اصفهان و برخوار و میمه، ناحیهٔ کوه های مرکزی استان را تشکیل می دهند. کوه های این ناحیه گرچه از لحاظ جهت همانند زاگرس اند، جنس عمدهٔ سنگ های سازندهٔ این ارتفاعات، آتش فشانی است و ارتفاع آن ها کمتر از زاگرس است. قله های زیبای کرکس (با ارتفاع ٣٨٩٥ متر)، مارشنان و اردهال (با ارتفاع ٣٤٦٠ متر) از جمله بلندترین قله های این ناحیه اند. ارتفاع گرفتن این بخش از بیابان های مرکزی کشور باعث تعدیل آب و هوا و خلق توانمندی ها و چشم اندازهای بسیار زیبای طبیعی شده است. علاوه بر آن، آذرین بودن ساختارهای زمین شناسی این ناحیه، معادن زیادی را در این قسمت از استان به وجود آورده است.

پ) کو ههای استان و تأثیر آن بر زندگی انسان: آفرینش کوه ها زمینه ساز بهره مندی انسان از نعمت های فراوان الهی شده است و در صورت عدم وجود کوه ها، هیچ یک از آن ها در اختیار ما قرار نمی گرفت. کوه ها باعث تعدیل دما و بارش در استان ما شده است. کوه ها به عنوان دریافت کننده و ذخیره کنندهٔ آب عمل می کنند؛ به گونه ای که تمامی منابع آب سطحی و زیر زمینی مستقیم یا غیر مستقیم از آب دریافت شده توسط کوه ها تغذیه می کنند. غنی ترین منابع گیاهی و جانوری استان در ناحیهٔ کوهستانی قرار دارد. کوه ها تولید کنندهٔ خاک اند. بسیاری از منابع معدنی استان در ناحیهٔ کوهستانی قرار دارد.

٢ ناحیۀ هموار (دشت ها و چاله ها): بدشت ها و چاله ها بیشتر در قسمت های مرکزی، شرقی و جنوب شرقی و شمالی استان دیده می شوند. بیشترین مساحت شهرستان های آران و بیدگل، نطنز، اردستان، نائین، اصفهان، برخوار و میمه را سرزمین های هموار تشکیل می دهند. این دشت ها همزمان با تشکیل کوه ها به وجود آمده اند و میلیون ها سال از عمر آن ها می گذرد ولی درطول زمان دائماً در حال تغییر و تحول بوده اند. آب و باد دو عامل اصلی تغییر شکل و فرسایش دش تها هستند. برخی از این دشت ها در گذشته دریاچه های کم عمقی بوده اند که به دلیل تغییرات آب و هوایی، اندک اندک خشک شده اند و آثار آن امروزه به شکل لای ههایی از نمک در سطح زمین دیده م یشوند؛ مانند: کویرهای استان در جرقویه، آران و بیدگل.

بعضی از دشت های استان به دلیل برخورداری از خاک حاصلخیز و آب شیرین از دیرباز محل استقرار انسان و انجام فعالیت های کشاورزی بوده است؛ مانند دشت های حاشیهٔ زاینده رود، دشت مهیار، دشت گلپایگان و دشت فلاورجان. دشت های استان حتی جاهایی که به شوره زار و کویر تبدیل شده اند (چاله های استان)، برخوردار از نعمت های فراوان طبیعی اند که بسیاری از آن ها دست نخورده باقی مانده و فقط بخشی از این توانمندی ها مورد استفاده قرار گرفته است. معدن نمک خارا در کویر جرقویه، ذخایر سیلیس در تپه های ماسه ای اطراف ورزنه، منابع نفت و گاز در آران و بیدگل، معادن پتاس در خور و منگنز در کویر اردستان فقط نمونه ای از این توانمندی ها هستند. از جمله توانمندی های این ناحیه که تاکنون کمتر بدان توجه شده است، عبارت اند از: ثروت عظیم انرژی خورشیدی، انرژی باد، زیست بوم های گیاهی و جانوری و توانمندی های گردشگری. وجود چنین توانمندی هایی، نوید آیندهٔ درخشان و افق امید بخشی را برای این ناحیه دارد.


آب و هوای استان

استان اصفهان دارای آب و هوای گوناگونی است. عوامل مختلفی در تنوع آب و هوایی استان دخالت دارند که می توان آن ها را به دو گروه تقسیم کرد:
الف ) عوامل درون استانی؛ مانند: ارتفاع زمین، زاویهٔ تابش خورشید و وجود پوشش های متنوع سطح زمین (پوشش گیاهی، آب، شنزار، شهرها و ...)
ب ) عوامل برون استانی؛ مانند: توده های هوا، و پدیده های آب و هوایی در دیگر نقاط جهان (ذوب یخ های قطبی)

از میان عوامل نام برده شده، دو عامل ارتفاع زمین و توده های هوایی، بر شکل گیری و تنوع آب و هوایی در استان بیشترین تأثیر را دارند.

ارتفاع زمین

در استان اصفهان مناطق بسیار بلند و مرتفع (با بلندی بیش از ٤٠٠٠ متر) در کنار مناطق کم ارتفاع و پست (با ارتفاع کمتر از ٧٠٠ متر) دیده می شود. وجود اختلاف زیاد ارتفاع باعث اختلاف در میزان بارش و دمای مناطق مختلف استان شده است؛ به طوری که مناطق غربی و جنوبی حداکثر بارش و حداقل دمای متوسط استان را دارند؛ در حالی که مناطق کم ارتفاع حداقل بارش و حداکثر دما را به خود اختصاص داده اند.

وجود ارتفاعات زاگرس در منتهی الیه غرب استان به صورت رشته هایی بلند و کشیده مانع نفوذ توده های مرطوب به داخل استان می شود ولی حداکثر رطوبت این توده ها را به شکل باران و برف جذب می کند. زمستان های طولانی بسیار سرد و پربارش از مشخصات بارز این قسمت و قسمت جنوبی استان است (فریدون شهر و سمیرم دارای کمترین دمای میانگین سالیانه، حدود ٩ درجهٔ سلسیوس در استان هستند). تابستان های این مناطق کوتاه و بسیار مطبوع است و به دلیل وجود چشمه سارهای زیبا و چشم اندازهای سر سبز و جذاب، پذیرای طبیعت گردانان فراوانی است. برخلاف مناطق مرتفع هر چه به سوی مناطق کم ارتفاع پیش برویم، دمای هوا افزایش می یابد. بارش، کمتر و تبخیر، بیشتر می شود (تبخیر بین ٢٠ تا ٤٠ برابر بارش). در این مناطق، زمستان کوتاه و کم بارش و تابستان بسیار گرم و خشک و طولانی است. همچنین، وزش توفان های گرد و غبار در برخی مناطق به حرکت ماسه های روان کمک می کند.

توده های هوا

توده های هوای متعددی در فصول مختلف سال وارد استان اصفهان می شوند ولی از این میان، چند توده هوا مؤثر تر از دیگر توده هاست. تودهٔ هوای غربی که معتدل و مرطوب است، از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه رطوبت جذب می کند که عامل اصلی بارش های پاییزی، زمستانی و بهاری است. توده هوای سودانی که از جنوب غربی در فصل زمستان وارد استان می شود، از دریای سرخ و خلیج فارس رطوبت جذب کرده، بارش های خوبی را در استان ایجاد می کند. تودهٔ هوای بسیار سرد و خشک سیبری نیز در اوج فصل زمستان از شمال شرقی بعضاً وارد استان شده، باعث افت شدید دما و وقوع یخبندان های شدید می شود. در برخی سال ها، شدت سرمای این توده به حدی می رسد که به گیاهان و تأسیسات شهری خسارت وارد می کند. (سرمازدگی نخلستان های خور و بیابانک در زمستان ١٣٨٧ ). در تابستان، کلّ استان تحت تأثیر توده هوای گرم و خشک ایران مرکزی قرار می گیرد. مجموع تأثیر گذاری ارتفاع و توده های هوا باعث شکل گیری چند نوع متفاوت آب و هوا در استان اصفهان شده است که عبارت اند از:

1 آب و هوای بیابانی در بخش های شرقی و شمالی استان با دمای زیاد و بارش بسیار کم
٢  آب و هوای نیمه بیابانی در کوهپایه های مرکزی جنوبی و غربی استان که بارش آن بیشتر از ناحیهٔ بیابانی است و دمای آن کمتر است.
٣  آب و هوای نیمه مرطوب در ارتفاعات بلند غربی و جنوبی استان با بارش نسبتاً زیاد و دمای کم.
یکی از مشخصه های آب و هوایی در استان، وزش بادهای گوناگون است. جهت غالب بیشتر بادهای استان به ویژه در فصول پاییز، زمستان و بهار غربی و جنوب غربی است. در ماه های گرم سال جهت بادها تغییر می یابد و بیشتر از شرق، شمال شرق و شمال می وزند.

یکی دیگر از عناصر بسیار مهم در آب و هوای استان، وجود ساعات آفتابی زیاد در بیشتر مناطق استان است؛ به شکلی که روزهای آفتابی در بیشتر مناطق شمالی، شرقی و مرکزی استان به بیش از ٣٠٠ روز در سال می رسد. این شرایط، توانمندی بسیاری برای تولید انرژی خورشیدی در استان ایجاد کرده که می تواند جایگزین مناسبی برای سوخت های فعلی باشد ولی متأسفانه کمتر به آن توجه شده است. در سال های اخیر، به دلیل افزایش تأثیر انسان بر آب و هوا به ویژه در تولید گازهای گلخانه ای و نابودی پوشش های طبیعی و در نتیجه افزایش دمای کرهٔ زمین، تغییرات چشمگیری در آب و هوای مناطق مختلف جهان از جمله استان اصفهان در حال شکل گیری است. از نشانه های چنین تغییراتی می توان به افزایش تعداد وقوع خشکسالی ها و کاهش ذخایر آبی استان، وقوع توفان های گرد و غباری که در تابستان از کشورهای همسایه و بیابان های مرکزی کشور بر استان ما تأثیر می گذارند، یخبندان های شدید که در دهه های گذشته سابقه نداشته است و ... اشاره کرد.


جغرافیای انسانی استان اصفهان

تقسیمات سیاسی استان

از زمان تصویب قانون تقسیمات کشوری در سال ١٣١٦ تاکنون در تقسیم بندی استان، تغییرات زیادی به وجود ٤٥ بخش، ١٠١ شهر، ١٢٤ ، آمده است. براساس آخرین تقسیمات کشوری، استان اصفهان دارای ٢٣ شهرستان دهستان است. مساحت استان بیش از ١٠٧ هزار کیلومتر مربع و از نظر سهم، حدود 6/6 درصد از کلّ کشور است. وسعت شهرستان های استان با یکدیگر بسیار متفاوت است؛ به طوری که شهرستان نائین و شهرستان خمینی شهر به ترتیب بزرگ ترین و کوچک ترین شهرستان های استان اند. فاصلهٔ مرکز استان با دورترین شهرستان ها در جهت های مختلف جغرافیایی نسبتاً یکسان اند و این موقعیت جغرافیایی، دسترسی شهرستان ها را به مرکز استان متوازن می کند.

شیوه های زندگی در استان

زندگی شهری

دراستان اصفهان با توجه به شرایط پستی و بلندی می توان محلّ استقرار شهرها را به سه گونه طبقه بندی کرد:
١  شهرهای واقع در ناحیۀ کوهستانی: با توجه به شکل ٦ ٢کدام شهرهای استان در این ناحیه قرار دارند. آب و هوای سرد این نواحی همراه با کمبود زمین های هموار، طولانی بودن روزهای یخبندان، مشکلات حمل و نقل و … محدودیت هایی برای شهرنشینی و گسترش شهرها در این ناحیه ایجاد کرده است. از سوی دیگر بهره گیری از نقش ییلاقی و قابلیت های استراحتگاهی به ویژه در سال های اخیر به عنوان یکی از مناسب ترین فعالیت ها برای شهرهای کوهستانی محسوب می شود؛ مانند ایجاد دهکدهٔ تفریحی در چادگان.

٢ شهرهای واقع در ناحیۀ کوهپایه ای: شهرهایی مانند نطنز، میمه، دهاقان، قمصر، باغبهادران و ... در شمار شهرهای کوهپایه ای محسوب می شوند. محلّ استقرار این شهرها به گونه ای است که به دلیل ارتفاع کمتر از نقاط کوهستانی و شیب مناسب،محدودیتی برای فعالیت های انسانی ایجاد نمی کنند. ویژگی خاص جغرافیایی این شهرها غالباً عبارت اند از، شیب ملایم و سهولت در حمل و نقل، منابع آب مناسب و بهره مندی از آب و هوای معتدل.
٣  شهرهای واقع در دشت های استان: این شهرها در ناحیهٔ مرکزی، شمالی و شرقی استان پراکنده شده اند و می توان آن ها را به دو گروه تقسیم کرد.
الف) شهرهای اطراف رودخانۀ زایند هرود: بیشتر شهرهای واقع در ناحیهٔ دشت از شهرهای مرکزی استان اند و بعضاً در حاشیهٔ رودخانهٔ زاینده رود یا در فاصلهٔ کمی از آن استقرار یافته اند. اکثر شهرهای پرجمعیت استان مانند خمینی شهر، نجف آباد، فلاورجان، اصفهان و … از این جمله اند
ب) شهرهای واقع در دش تهای شمالی و شرقی استان: شهرستان های آران و بیدگل، اردستان، نایین و … از جملهٔ این شهرها هستند که به دلیل محدودیت امکانات کشاورزی بیشتر بر تولیدات غیرزراعی و فعالیت های صنعتی و خدماتی متکی اند. اقلیم خشک و گرم این شهرها بر نوع معماری و الگوهای شهرسازی آن اثر دارد.


شکل گیری اصفهان جدید: اصفهان در زمان شاه عباس اول به پایتختی ایران انتخاب شد و در معماری آن آمیزه ای از باغات متعدد، مادی های فراوان، پل های چند منظوره، کاخ ها، مساجد بزرگ و زیبا، مدارس، بازار، خیابان های وسیع و ...، با رعایت اصول مکان گزینی بهینه، زیباشناختی، پایداری شهر، حفظ مسائل زیست محیطی و حفظ بافت قدیم در کنار بافت جدید شکل گرفته است. بزرگانی چون شیخ بهایی و استاد علی اکبر اصفهانی که خود برنامه ریز، فیلسوف، عارف، معمار و شهر ساز بوده اند، در طراحی و ساخت چنین فضاهایی نقش اصلی را به عهده داشته اند.در آن زمان، قالب کلی شهر از محله های جداگانه ای تشکیل می شد (مانند محلهٔ بید آباد، طوقچی و جلفا دراصفهان) که علاوه بر خانه ها، دارای مراکز خدماتی مانند مسجد، بازار، کاروان سرا، حمام، مدرسه، زورخانه و قهوه خانه بود و این امر باعث می شد مردم در کمترین زمان و کوتاه ترین فاصله بتوانند نیاز های خود را برطرف کنند (بازار و حمام علاوه بر این که بخشی از نیازهای انسان ساکن در شهرها را برطرف می کردند، با محیط جذاب و بزرگ خود محلی برای ارتباطات اجتماعی و فرهنگی به شمار می رفتند خانه ها به عنوان فراوان ترین عنصر شهری به گونه ای ساخته می شدند که بیشترین هماهنگی را با محیط طبیعی و فرهنگی خود دارا باشند. در طراحی آنها، استفاده از پدیده های اقلیمی مانند باد، خورشید و ... به خوبی در نظر گرفته می شد تا خانه با مصرف حداقل انرژی در تابستان و زمستان، شرایط مناسبی را برای زیستن ساکنانش فراهم آورد. توجه به خلوت (عدم اشراف دیداری و شنیداری نسبت به همسایگان و درون گرایی ساختمان)، زیبا سازی (استفاده از باغچه، حوض آب، گچ بری، شیشه های رنگارنگ، آینه کاری و ...)، تفکیک فضای خصوصی، تفکیک فضای زمستانی و تابستانی و اختصاص هر فضا به کاربری خاص، از موارد دیگری بود که در ساخت خانه ها به آن توجه می شد.


در صد سال اخیر، همزمان با ورود وسایل نقلیهٔ موتوری، ایجاد خیابان های متقاطع و شطرنجی، افزایش جمعیت و رشد شهرنشینی، مصرف گرایی، ورود الگوهای شهرسازی غیر بومی، سیمای شهرهای اصفهان دگرگون شد و در اغلب آن ها بافت غیر بومی در کنار بافت اصیل و سنتی حالتی دوگانه را به وجود آورد. در این شهرها، منطقه بندی جدید موجب کمرنگ شدن نقش محله ها شد. به دنبال توسعهٔ بی رویهٔ شهرها و افزایش درصد شهرنشینی در دهه های اخیر، شهرهای استان اصفهان با مشکلات فراوانی مانند شلوغی زیاد، فشار زیاد بر محیط طبیعی و تخریب آن، تغییر و تبدیل کاربری های کشاورزی به ساختمان های تجاری و مسکونی، کمبود و گرانی مسکن، حاشیه نشینی، افزایش روز افزون وسایل نقلیهٔ موتوری (ترافیک)، آلودگی، پسماندها و پساب ها مواجه شده اند.


زندگی روستایی در استان

از گذشته های دور تاکنون روستاهای استان اصفهان با طبیعت زیبای خود به عنوان یکی از مهم ترین مراکز تولیدات اقتصادی و فرهنگی به شمار می آیند و به رغم توسعهٔ شهر نشینی همچنان اهمیت خود را حفظ کرده اند. جامعهٔ روستایی سهم بزرگی در سازندگی و توسعهٔ استان دارد و نادیده گرفتن جایگاه آن در امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (به ویژه استفاده از فرهنگ و دانش بومی) می تواند توسعهٔ کشور را با مشکلات جدی مواجه کند. تعداد کل روستاهای استان ٣٠٠٥ عدد است که 16/5 درصد جمعیت استان را به خود اختصاص داده اند. از این تعداد ٥٥ درصد در ناحیهٔ دشت واقع شده اند. طی سال های ٨٨  ١٣٧٥ مجموعه ای از روستاها در محدودهٔ شهرها قرار گرفته اند یا به شهرهای مستقل تبدیل شده اند. روستاهای استان اصفهان را می توان براساس معیار های متفاوتی از جمله قابلیت های طبیعی، شرایط آب و هوایی، تراکم جمعیت و پراکندگی جغرافیایی تقسیم بندی کرد.


زندگی عشایری در استان

کوچ نشینان آزادهٔ استان اصفهان با وجود محدودیت های طبیعی، توانسته اند جامعه ای مولد و پویا در بخش دامداری، صنایع دستی و کشاورزی ایجاد کنند. این مردم سخت کوش با کوچ متوالی در طول سال، علاوه بر تأمین معاش خود، در تولید انواع محصولات لبنی و پروتئینی، صنایع دستی و محصولات کشاورزی فعالیت بسیار مؤثری دارند. از سوی دیگر، درزمینهٔ ادبیات، موسیقی، آداب و رسوم ویژه و خصایص اجتماعی منحصر به فرد و نیز حفظ سنت های ایرانی  اسلامی و مدیریت مراتع و عرصه های طبیعی و پاسداشت مرزهای کشور نقش بسزایی را ایفا می کنند. زندگی کوچ نشینی از جاذبه های مهمّ گردشگری فرهنگی به شمار می آیند. کوچ نشینان استان اصفهان طبق آمار سال ١٣٨٧ با جمعیتی بالغ بر ٩٦٠٥ خانوار و ٥٢٩٨٤ نفر از سه ایل قشقایی، بختیاری و عرب جرقویه تشکیل شده اند که با داشتن ١٢٧٦٠٠٠ رأس دام از 1/4 میلیون هکتار مراتع استان بهره برداری می کنند. در دهه های اخیر، ازجمعیت کوچ نشین استان کاسته شده و بیشتر آنان در شهرها و روستاهای مجاور مناطق ییلاقی مانند سمیرم، شهرضا، فریدونشهر و فریدن ساکن شده اند و این روند همچنان ادامه دارد. با توجه به مطالعات صورت گرفته، اغلب کوچ نشینان تمایل به یکجا نشینی و اسکان دارند؛ زیرا خدمات رسانی به کوچ نشینان اسکان یافته بسیار آسان تر و با هزینهٔ کمتری امکان پذیر است. ورود فنّاوری های جدید مانند خودرو و وسایل ارتباط جمعی، تغییراتی را در شیوهٔ زندگی و کوچ این مردم ایجاد کرده است؛ برای مثال، آنان ترجیح می دهند برای کوچ به جای طی کردن، راه های بسیار خطرناک و طولانی، از کامیون برای حمل دام و اسباب و اثاثیهٔ خود استفاده کنند.


کوچ نشینان استان اصفهان:

  • سالیانه بیش از ١١٠٠٠ واحد انواع صنایع دستی (قالی، گلیم، گبه و ...) تولید می کنند.
  • 1/4 واحد دامی استان را در اختیار دارند.
  • حدود ٧٥٠٠ تن گوشت قرمز در سال تولید می کنند.
  • انواع فراورده های لبنی (شیر، ماست، کره و ...) تولید می کنند.
  • در بیش از ١٥٠٠٠ هکتار زمین، تولیدات زراعی و باغی دارند.


جمعیت استان

جمعیت استان اصفهان طبق آخرین سرشماری رسمی در سال ١٣٨٥ برابر با 4/559/256 نفر بوده که 83/5 درصد آن در نقاط شهری و بقیه در نقاط روستایی و عشایری سکونت داشته اند. در این سال شهرستان های اصفهان، کاشان، خمینی شهر و نجف آباد به ترتیب پرجمعیت ترین و شهرستان های خوانسار و چادگان به ترتیب کم جمعیت ترین شهرستان های استان بوده اند.

استان اصفهان در سه دههٔ گذشته به واسطهٔ تحولات اقتصادی ناشی از سرمایه گذاری های بزرگ ملی و توسعه یافتگی، جمعیت غیربومی قابل توجهی را از سایر استان ها و حتی کشورهای دیگر به سوی خود جذب کرده است. به علاوه، رشد تولید محصولات کشاورزی و وجود خدمات نسبتاً مناسب در تمامی زمینه ها از مهم ترین عوامل رشد جمعیت استان بوده است. تردیدی نیست که این عوامل در کنار افزایش طبیعی به رشد سریع جمعیت استان کمک کرده است. میانگین رشد جمعیت استان طیّ دههٔ ٨٥  ١٣٧٥ برابر با 1/5 درصد بوده است. جمعیت موجود در استان اصفهان در تمامی نواحی به یک میزان پراکنده نشده اند.

ساختمان سنی و جنسی جمعیت در استان
جمعیت استان ما همانند کشورمان جمعیت جوانی محسوب می شود ولی ضریب جوانی در سال های اخیر به نسبت سال های گذشته تفاوت کرده است. ضریب جوانی جمعیت استان برخلاف سال های ٦٥  ١٣٥٥ که روند روبه رشد داشته و تا ٤٤ درصد افزایش یافته، از سال ١٣٦٧ روبه کاهش رفته و در سال ١٣٧٥ به 36/7 درصد و در سال ١٣٨٥ به ٢٢ رسیده است. کاهش میزان موالید در استان تحت تأثیر افزایش آگاهی های مردم، رشد باسوادی و همچنین عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شکل گرفت و ساختار سنی جمعیت استان را متعادل تر ساخت. با کاهش ضریب جوانی جمعیت و قرار گرفتن این گروه جمعیتی در طبقات سنی بالاتر، بر جمعیت فعّال استان ( ٦٤  ١٥ سال) افزوده شده است؛ به گونه ای که جمعیت فعّال استان در سال ١٣٨٥ به ٧٢ درصد جمعیت رسید. افزایش این گروه جمعیتی نیاز به فرصت های شغلی را در استان به شدت افزایش داده است. از سوی دیگر، جمعیت بالای ٦٥ سال (جمعیت پیر) در سال های اخیر افزایش یافته و به 5/7 درصد جمعیت رسیده است. از آن جا که تعداد جمعیت فعّال استان نسبت به جمعیت مصرف کننده بیشتر است، چنانچه برای این گروه فرصت های شغلی مناسب ایجاد شود، می تواند علاوه بر افزایش سطح رفاه خانواده ها، توسعه یافتگی استان را افزایش دهد. کاهش نرخ رشد جمعیت از دههٔ ٦٠ به بعد، از مهم ترین موفقیّت های برنامه های جمعیتی استان محسوب می شود ولی با وجود این، پیش بینی می شود که جمعیت استان در ١٥ سال آینده تا 1/2 برابر جمعیت سال ١٣٨٥ افزایش یابد و به 5/4 میلیون نفر برسد. همچنین، جمعیت میانسال و سالخورده مرتباً افزایش می یابد که این امر برنامه های ویژهٔ خود را نیاز دارد.


طبیعت استان 

بیابان های استان

بیش از ٣٠ درصد مساحت استان را بیابان ها تشکیل می دهند (3/3 میلیون هکتار) که در شهرستان های خور، نائین، نطنز، اردستان، آران و بیدگل، کاشان و اصفهان پراکنده شده اند. شهرستان نائین بیشترین و شهرستان نطنز کمترین مساحت بیابانی را به خود اختصاص داده اند. فقط بخشی از مساحت این بیابان ها را تپه های ماسه ای تشکیل می دهند که با اشکال زیبای خود بینندگان زیادی را به سوی خود می کشانند؛ برای مثال می توان تپه های ماسه ای اطراف ورزنه و جرقویه را نام برد. همچنین، مساحت محدودی از بیابان ها (در گود ترین محل) به کویر تبدیل شده اند که سطوحی کاملاً صاف و پوشیده از نمک و رس را به وجود آورده اند؛ مانند: کویر مرنجاب و گاوخونی. بسیاری از روستاها و برخی از شهرهای استان در ناحیهٔ بیابانی قرار گرفته اند.

از جمله توانمندی های بیابان های استان عبارت اند از:
١  توانمندی های معدنی: وجود انواع معدن های فلزی و غیر فلزی مانند طلا در موته، سرب و روی انارک، پتاس خور، و نفت و گاز آران و بیدگل
٢  توانمندی های گیاهی: وجود انواع گیاهان مرتعی و علوفه ای، صنعتی و دارویی
٣  توانمندی های مرتعی: وجود مراتع وسیع جهت پرورش انواع دام ها
٤  جاذبه های علمی  تحقیقاتی: وجود مناطق دست نخورده و بکر، چشم اندازهای طبیعی، سازندهای زمین شناسی، گونه های گیاهی و جانوری بسیار ویژه، و شب هایی با آسمان صاف
٥  جاذبه های گردشگری: وجود سکوت و خلوت، چشم اندازهای زیبای طبیعی به ویژه در فصل بهار، زندگی گیاهی و جانوری ویژه، تپه های ماسه ای، آسمان پر ستاره شب و جاذبه های فرهنگی این ناحیه
٦  توانمندی در تولید انرژی های سالم و ارزان مانند انرژی خورشید و انرژی باد
٧  توانمندی در پرورش شتر، شترمرغ، بز و دیگر دام های کوچک و تولید انواع داروها از سمّ مار و عقرب


مراتع و جنگل های استان

آن بخش از یک زیست بوم طبیعی که قابل استفاده برای چرای دام باشد، « مرتع » چراگاه نامیده می شود. مراتع را بر اساس میزان تولید علوفهٔ خشک در یک سال به سه گروه خوب، متوسط و ضعیف تقسیم بندی می کنند. بیشتر مساحت مراتع استان اصفهان را مراتع متوسط و ضعیف، و فقط 1/3 آن را مراتع خوب تشکیل می دهد. بین میزان بارش منطقه و کیفیت مراتع آن رابطهٔ مستقیم وجود دارد؛ به گونه ای که بهترین مراتع در نواحی پربارش استان قرار دارند و هر چه به سمت نواحی خشک پیش می رویم، از کیفیت مراتع کاسته می شود. با وجود اهمیت بسیار زیاد مراتع برای استان، متأسفانه شاهد آنیم که برخی دخالت های ناآگاهانهٔ انسان در این محیط ها باعث تخریب و انهدام بخش هایی از مراتع استان شده است که از جملهٔ این اقدامات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1  چرای بیش از حد ظرفیت مراتع
٢  چرای دام ها در خارج از فصل چرا
٣  تبدیل مراتع به زمین های کشاورزی و دیمزارها
٤  قطع بوته ها، آتش سوزی های غیر عمدی و بهره برداری نادرست از بوته ها
در سال های اخیر، نهادهای دولتی با کمک روستانشینان و کوچ نشینان به ترمیم و احیای بخشی از مراتع تخریب شدهٔ استان اقدام کرده اند. امید است با وسعت دادن به این فعالیت ها شاهد بازسازی کامل مراتع تخریب شده، باشیم.

جنگل کامل ترین نوع پوشش گیاهی و زیست بوم است. در مناطقی از استان که بارش بیش از ٥٠٠ میلی متر بوده، به شرط وجود خاک مساعد و جهت گیری مناسب ناهمواری ها، جنگل طبیعی به وجود آمده است. چنین شرایطی به طور بسیار محدود وجود دارد؛ از این رو، جنگل های طبیعی استان فقط در بخش کوچکی از ارتفاعات زاگرس در شهرستان فریدونشهر و ارتفاعات دنا در شهرستان سمیرم دیده می شوند. مساحت کلّ این جنگل ها حدود ١٠٠ هزار هکتار است که از نوع جنگل های کم تراکم زاگرس با درختانی از نوع بلوط، بنه، بادام، داغداغان، گردو، ارس و ... است.

جنگل های دست کاشت (مصنوعی) استان در بخش هایی از شهرستان های کاشان، اردستان، نائین، نطنز و اصفهان ایجاد شده اند. همچنین، در حاشیهٔ شهر اصفهان به عنوان کمر بند سبز نمونه ای از این جنگل ها دیده می شود. مساحت کل این جنگل ها بیش از ٣٢٠ هزار هکتار است. گونه های غالب گیاهی این جنگل ها تاغ، گز، کاج و اوکالیپتوس است. این جنگل ها با هدف کنترل رشد بیابان ها، کنترل حرکت ماسه های روان، تقویت اکوسیستم های طبیعی، تعدیل آب و هوا، تغذیهٔ آب های زیر زمینی، حفظ خاک، کنترل طوفان های گرد و غباری و ... ایجاد می شوند. چنین اقداماتی در ناحیهٔ بیابانی استان می تواند باعث حفظ جمعیت روستایی این نواحی و کاهش فقر و افزایش درصد اشتغال و فعالیت های اقتصادی گردد.


زیست بوم های حفاظت شده استان

سازمان حفاطت محیط زیست استان برای حفظ زیست بوم های طبیعی، مناطقی را با عناوین پارک ملی، منطقهٔ شکار ممنوع، پناهگاه حیات وحش مشخص کرده و تحت نظارت خود قرار داده است.در چنین مناطقی شکار، صید، تعلیف دام، تخریب محیط و قطع گیاهان ممنوع است؛ مگر در شرایط بسیار ویژه.

مناطق حفاظت شدهٔ استان عبارت اند از:
الف) پارک ملی و پناهگاه حیات وحش کلاه قاضی: این منطقه در جنوب تا جنوب شرقی شهر اصفهان به صورت دو رشته کوه موازی به نام کلاه قاضی و شیدان و دشت های پیرامون آنهاست. تعداد زیادی کل و بز و آهو در اینجا زندگی می کنند.
ب) پناهگاه حیات وحش موته: این منطقه در شمال غرب استان، بین استان های اصفهان و مرکزی، قرار گرفته است. این پناهگاه از دو قسمت کوه و دشت تشکیل شده است. اختلاف ارتفاع زیاد منطقه باعث ایجاد رویشگاه های متنوع گیاهی و تنوع گونه های جانوری شده است.

پ) پناهگاه حیات وحش قمیشلو: این پناهگاه حدّ فاصل شهرستان های تیران و کرون، برخوار و میمه و نجف آباد قرار دارد. تنوع چشم انداز های طبیعی این محل، موجب تنوع پوشش گیاهی و حیات جانوری آن شده است.

ت) منطقۀ شکار ممنوع کرکس: این منطقه در جنوب شهرستان نطنز و شمال شهرستان برخوار و میمه قرار گرفته و یکی از بهترین زیست بوم های ایران مرکزی از لحاظ تنوع زیستی است.

ث) منطقۀ شکار ممنوع حنا: در جنوب شهرستان سمیرم، دریاچهٔ پشت سد حنا همراه با بلندی ها و دشت های اطراف آن، محیط بسیار مناسبی را برای حیات وحش به ویژه پرندگان مهاجر فراهم آورده اند. در این منطقه، علاوه بر جانوران خشکی زی گروهی از آبزیان از جمله انواع ماهیان زندگی می کنند.
ج ) منطقۀ شکار ممنوع عباس آباد: این منطقه در مرکز شهرستان خور و بیابانک قرار گرفته است و شامل دشت ها و کوه های خشک و نیمه خشک وسیعی است. این منطقه به دلیل این که زیستگاه یوزپلنگ، گربهٔ شنی و روباه شنی و کاراکال (گربهٔ وحشی) است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یوزپلنگ ایرانی و گربهٔ شنی دو گونه جانور منحصر به فرد در ناحیهٔ بیابانی استان اند.

چ) منطقۀ شکار ممنوع کهیاز: این منطقه در شهرستان اردستان قرار گرفته و از کوه های کهیاز و سیاه کوه و دشت های اطراف آن تشکیل شده است.

ح) تالاب بین المللی گاوخونی: این تالاب ارزشمند در منتهی الیه مسیر رودخانهٔ زاینده رود در جنوب شرقی استان قرار گرفته است. اطراف تالاب انواع گیاهان رطوبت پسند و دورتر از آن، گیاهان خشکی پسند زندگی می کنند. همچنین، تعداد زیادی از پستانداران و خزندگان پیرامون تالاب زندگی می کنند ولی آن چه اهمیت این تالاب را دو چندان کرده است، وجود انواع پرندگان مهاجر به این تالاب است که بخشی از سال را به منظور تولیدمثل در آنجا سپری می کنند. متأسفانه، این تالاب به دلیل عدم رسیدن آب زاینده رود در سال های اخیر، در حال خشک شدن است که در صورت وقوع چنین مسئله ای، استان از لحاظ زیست محیطی دچار مشکلات فراوانی خواهد شد.

در مناطق هشتگانهٔ نام برده شده، پستاندارانی مانند کل، بُز، قوچ، میش، گرگ، روباه، کفتار و پرندگانی مانند عقاب، شاهین، کبک، تیهو و خزندگانی مانند انواع مارها، سوسمارها و لاک پشت زندگی می کنند. همچنین، از نظر زندگی گیاهی انواع گیاهان علفی مانند درمنه، بوته های مختلف به ویژه گون، درختانی مانند تاغ، گز، بادام کوهی و انواع گیاهان دارویی به طور عمده دیده می شود.


منابع آب در استان

منابع آب استان را می توان به دو گروه تقسیم کرد:
الف) آب های سطحی؛ شامل: رودها، دریاچه های پشت سدها، و تالاب ها
ب) آب های زیر زمینی؛ شامل: چاه ها، قنات ها و چشمه ها


الف) آب های سطحی استان: بخشی از گردش آب در طبیعت به شکل آب های سطحی است. رودها، دریاچه های پشت سدها و تالاب ها، آب های سطحی را تشکیل می دهند. به طور کلی، به دلیل بارش کم، بیشتر رودهای استان به شکل اتفاقی (تا چند روز پس از بارش آب دارند) یا فصلی (فقط مدتی از سال را آب دارند) دیده می شوند. فقط بخش کوچکی از ارتفاعات بلند غربی و جنوبی استان است که به دلیل بارش زیاد به ویژه بارش برف می توانند رودهای دائمی را تغذیه کنند. از جملهٔ این رودها می توان به زاینده رود، پلاسجان، ماربر، مرغاب، سولیکان، گلپایگان و هرگان اشاره کرد.

زاینده رود: زاینده رود (زنده رود  زرین رود) مهمترین شریان آبی ایران مرکزی است. حیات اقتصادی و اجتماعی بخش بزرگی از استان اصفهان، مستقیم و غیر مستقیم به زاینده رود وابسته است تا آن جا که اصفهان را هدیهٔ زاینده رود می دانند. زاینده رود و پل های افسانه ای آن همیشه منشأ الهام هنری شعرا، نقاشان و دیگر هنرمندان بوده است. سرشاخهٔ اصلی این رود که از چشمه ها و رواناب های دامنه های شرقی زرد کوه بختیاری (چشمهٔ دیمه و آب کوهرنگ) سرچشمه می گیرد، از ضلع جنوب غربی (شهرستان چادگان) وارد استان اصفهان می شود و به دریاچهٔ پشت سد زاینده رود می پیوندد. پس از سدّ زاینده رود، رودخانه مجدداً وارد استان چهار محال بختیاری شده، پس از طیّ حدود ٥٠ کیلومتر از محلّ شهرستان لنجان دوباره وارد استان اصفهان می شود و با جهتی غربی شرقی به سوی شهر اصفهان حرکت می کند. بعد از عبور از شهر اصفهان، با جهت جنوب شرقی به سوی تالاب گاو خونی حرکت می کند و در آغوش تالاب بین المللی گاو خونی برای همیشه آرام می گیرد. همچنین، برای استفاده از آب زاینده رود، علاوه بر سدّ بزرگ زاینده رود (سدّ چند منظوره که در سال ١٣٤٦ به بهره برداری رسید)، چندین سدّ انحرافی روی رودخانه ایجاد شده است. میانگین آبدهی (دبی) رودخانه در شرایط عادی، حدود ٤٠ تا ٥٠ متر مکعب در ثانیه است ولی این مقدار در همه جای مسیر و در سال های مختلف یکسان نیست و بسته به میزان برداشت آب، تغذیهٔ رودخانه و نفوذ آب در زمین متفاوت است. این رودخانه بعضی سال ها پر آب و برخی سال ها مانند سال های ٧٩  ١٣٧٨ و سال های ٨٨  ١٣٨٧ کاملاً خشک است.


در طول تاریخ همیشه نظام هوشمندانه ای برای برداشت آب از زاینده رود وجود داشته است که براساس آن مردم سراب، میان آب و پایاب زایند هرود حقّ آبهٔ خود را به طور مشخص در فصول مختلف سال از رودخانه به دست می آورده اند. یکی از جامع ترین نظام های تقسیم آب زاینده رود، طرحی موسوم به « طومار شیخ بهایی » است که براساس آن، آب این رودخانه با توجه به نیاز آبی مردمان پیرامون آن به ٣٣ سهم تقسیم و سهم هر منطقه از طریق مادی های بزرگ و کوچک از رودخانه جدا و در اختیار آن ها قرار می گرفت (مثلاً، سهم شهر اصفهان از ٣٣ سهم برابر ٤ سهم است).


در دهه های اخیر با طراحی و ساخت شبکهٔ بزرگی از کانال های بتنی، آب زاینده رود تا دشت های دور دست (دشت مهیار، دشت جرقویه و رو د شتین) نیز برده می شود. مجموعهٔ این اقدامات باعث شده است تا حدود ١٠٠ هزار هکتار زمین زیر پوشش آبیاری زاینده رود قرار گیرد. علاوه بر زمین های کشاورزی، صنایع بزرگ استان (ذوب آهن، فولاد مبارکه و ...) نیز بخش عمدهٔ آب مصرفی خود را که بسیار زیاد است، از زاینده رود برداشت می کنند. آب آشامیدنی بیش از ٤٠ شهر و روستای بزرگ و کوچک استان نیز به طور مستقیم از زاینده رود تأمین می شود.
جهت افزایش آب زاینده رود و تأمین نیازهای روز افزون آبی بخش صنایع، شهر و کشاورزی استان اصفهان و استان های مجاور در طول نیم قرن گذشته، قسمت هایی از آب سرشاخه های کارون و دز از طریق تونل هایی موسوم به تونل کوهرنگ (تونل شماره های ١ و ٢ که به بهره برداری رسیده است و تونل شمارهٔ ٣ در آینده ای نزدیک به بهره برداری خواهد رسید)، تونل چشمهٔ لنگان و طرح بسیار بزرگ انتقال آب به فلات مرکزی ایران به نام طرح بهشت آباد از دل زاگرس به سوی مرکز استان هدایت شده است.

ب ) آب های زیر زمینی استان: بارش، نفوذ و ذخیره سازی آب در زیر زمین، سفره های آب زیر زمینی را تشکیل می دهد. در هم هجای استان مقدار این آ بها یکسان نیست.در برخی مناطق استان، آب های زیر زمینی به صورت خود جوش از درون چاه ها بالا می آیند که به آن ها چاه های آرتزین گویند؛ مانند چاه های آرتزین در حاشیهٔ ورزنه. در برخی مناطق استان نیز مردم از قدیم با کندن چاه و قنات (کاریز) از منابع آب زیر زمینی بهره برداری می کردند. درحال حاضر، در استان ما بیش از ٤ هزار رشته قنات وجود دارد که بعد از گذشت قرن ها، هنوز حیات بسیاری از روستاها و شهرها به ویژه در ناحیهٔ بیابانی استان به آبدهی آن ها بستگی دارد. برخی از این قنات ها مانند قنات دو طبقهٔ مون در اردستان و قنات وزوان میمه از شاهکارهای سازه های آبی زیر زمینی جهان است. علاوه بر قنات، تعداد ٤٦٢٠٠ حلقه چاه عمیق، نیمه عمیق و سنتی نیز در امر بهره برداری از آب های زیر زمینی فعال اند. کل آب مصرفی در استان اصفهان برابر با 7/3 میلیارد متر مکعب است که از این مقدار ٩١ درصد در بخش کشاورزی، ٦ درصد در شهرها و روستاها و حدود ٣ درصد در بخش صنعت استفاده می شود. ٧٢ درصد کل آب مصرفی از منابع آب زیر زمینی تأمین می شود.

آب آشامیدنی در استان: از مقدار کلّ آب مصرف شده در استان ( 7/3 میلیارد متر مکعب)، ٤٤٤ میلیون متر مکعب به مصرف آشامیدن جمعیت شهری و روستایی استان می رسد. از این مقدار، ٣٠٠ میلیون متر مکعب از زاینده رود و ١٤٤ میلیون متر مکعب از منابع آب زیر زمینی استان برداشت می شود


خاک های استان

خاک های استان را می توان به چند گروه تقسیم کرد:
١  خاک های ناحیۀ کوهستانی: این خاک ها در کوهستان های غرب، جنوب و شمال استان پراکنده شده اند. در بسیاری از بخش های این ناحیه، خاک ها به دلیل عمق کم و سنگلاخی بودن، برای کشاورزی مناسب نیستند و فقط می توان به عنوان مرتع داری
از آن ها استفاده کرد.
٢  خاک های ناحیۀ کوهپایه ای: بیشتر مساحت استان را ناحیهٔ کوهپایه ای تشکیل می دهد. در صورت وجود آب شیرین، این خاک ها برای تولید غلات بسیار مناسب اند.
٣  خاک های ناحیۀ هموار: این ناحیه شامل دشت های استان می شود. خاک های رسوبی و آبرفتی در این ناحیه به ویژه در اطراف زاینده رود بسیار حاصلخیزند که از جمله بهترین خاک های جهان برای تولیدات کشاورزی محسوب می شوند. مناطقی مانند اصفهان، فلاورجان و خوراسگان در این ناحیه قرار دارند که در یک سال می توان چندین نوبت محصول از آن خاک برداشت کرد.
٤  خاک های ناحیۀ کویری و بیابانی: این ناحیه شامل کم ارتفاع ترین بخش های استان است. به دلیل وجود نمک زیاد در این ناحیه، خاک های این ناحیه برای کشاورزی مناسب نیستند و فقط باید محافظت شود تا زیست بوم های ضعیف شکل گرفتهٔ روی آن تخریب  نشوند. نخلستان ها و پسته زارها، مزارع و روناس، مزارع پنبه و جو که گیاهانی مقاوم به شوری اند، در قسمت هایی از این ناحیه که دارای خاک نسبتاً بهتر و املاح کمترند، دیده می شوند.


گردشگری

استان اصفهان منطقه ای به قدمت تاریخ، تمدن و فرهنگ ایران است که آثار بدیعی از همهٔ ادوار را با خود دارد. شهر اصفهان به همراه شهرهایی چون کاشان، نطنز، آران و بیدگل و نائین به واسطهٔ برخورداری از قدمت تاریخی و وجود آثار بی بدیل فرهنگی، مذهبی وتاریخی گرانبها، جامع ترین موزهٔ معماری و شهرسازی اسلامی را در قلمرو ملی و جهانی فراهم آورده و کمتر کسی با اوصاف آن ناآشناست. با این وضعیت، استان اصفهان دارای شرایط ممتاز بوده و از مراکز عمدهٔ سیاحتی کشور و جهان شناخته می شود.

استان اصفهان از نظر ورود گردشگر خارجی، پس از تهران رتبهٔ دوم را در سطح کشور داراست. استان اصفهان با توجه به تنوع رشته های صنایع دستی، وجود کارگاه های بسیار، هنرمندان طراز اول، دارای رتبهٔ اول درکشور بوده است؛ به طوری که از ٤٠٠ رشتهٔ شناخته شده، بیش از ١٨٠ رشتهٔ آن به استان اصفهان تعلق دارد. شایان ذکر است که ازحیث دریافت نشان کیفیت و مرغوبیت صنایع دستی، استان اصفهان با دریافت ٢٢ مهر اصالت یونسکو از مجموع ٤٥ مهر اصالت در مقام . اول کشور قرار دارد همچنین، این استان از حیث تعداد مناطق نمونهٔ گردشگری با تصویب ٦٠ منطقهٔ نمونهٔ گردشگری از مجموع ١٣٨ منطقهٔ گردشگری کشور، دارای رتبهٔ اوّل است. در استان اصفهان، تعداد ٢٨ روستا به عنوان روستاهای هدف گردشگری تصویب شده اند.  استان اصفهان با داشتن ١٥٧٨ اثر ثبت شده در مقایسه با ٢٦٦٦٦ اثر ثبت شده در کشور، دارای مقام پنجم است.


توانمندی های استان اصفهان در زمینه گردشگری
اصفهان توانمندی های فراوان در زمینهٔ گردشگری دارد که از لحاظ طبیعی، جمعیتی، رفاهی، زیرساختی، اقتصادی و جذابیت های فرهنگی و تاریخی، آن را از سایر مناطق ایران متمایز می سازد.

برخی از این توانمندی ها به شرح زیر است:
• مرکزیت استان با داشتن موقعیت مناسب از نظر دسترسی به سایر نقاط کشور
• شرایط و توانمندی های ارتفاعات استان
• برخورداری از اقلیم متنوع (چهار فصل)
• وجود زاینده رود بزرگ ترین رودخانهٔ مرکزی ایران.

فراوانی آثار تاریخی و فرهنگی در اصفهان موجب شده که آن را موزه شهر ایران بنامند و این شهر به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ٢٠٠٦ انتخاب شود.

مهم ترین جاذبه های گردشگری استان

آران و بیدگل : کویر و کاروان سرای مرنجاب، دریاچهٔ نمک، چاله های سمبک (حسام بک) وشقیه (چهار طاق) (طریقهٔ کاشت منحصر به فرد هندوانه و تره بار)، شهر زیرزمینی نوش آباد، قلعهٔ سیزان نوش آباد، قلعهٔ دیگل، قلعهٔ مورچان علی آباد، قلعه های قاسم آباد، امین آباد و تسمی جان سفید شهر، کاروان سرای ابوزیدآباد، قلعهٔ کهرشاهی، زیارتگاه شاهزاده قاسم، امامزاده هاشم بن علی، امامزاده محمد هلال بن علی، امامزاده هادی، زیارت کاغذی، امامزاده ابوزیدآباد، زیارت بی بی زینب یزدل و بی بی سکینه خاتون سفید، مسجد نقشینه، مسجد مدرسه، مسجد قاضی، مسجد میدان بزرگ، مسجد سنگ، مسجد ملاشکراللّٰه، مسجد ابولؤلؤ، مسجد علی، مسجد جامع نوش آباد، مسجد جامع محمدآباد، حمام های حاجی محمد، توده، عنایتی و آب انبارهای مدرسه درب ریگ، توده، حاج آقا شهاب، سرگنگه، میدان کوچه دراز، آب پخش و یخچال، مسجد جامع ورقاده و درب ریگ نوش آباد، حمام و انبار خواجه ابوزیدآباد، آب انبار یزدل و آب انبار سفید

اردستان : مسجد جامع اردستان، مقبرهٔ امیراویس یا (سنگ سفید)، مسجد امام حسن مجتبی، مسجد خسرو، خانه صدر (نقاشی)، مسجد دربند، مسجد ملایعقوب و قنات های بسیار مشهور زواره، مسجد جامع زواره، مسجد پامنار یا بنکویه، حسینیه ی بزرگ و کوچک، مجموعهٔ بازار، مجموعهٔ مقبره میربهاالدین حیدر، حصار و یخچال زواره، خانهٔ هشت بهشت (نیری)، قلاع سنگ شب و حکیم باشی، خانهٔ ارباب حسین مهابادی، خانهٔ شهید مدرس در سرابه کهر، کاخ چهلستون روستای سرهنگ آباد و امامزاده سیدکمال الدین حسین روستای شهر آب.

اصفهان : مسجد جمعه (جامع)، مسجد شیخ لطف اللّٰه، مسجد جامع کبیر عباسی، کاخ عالی قاپو، کاخ چهلستون، کاخ هشت بهشت، مدرسهٔ چهارباغ، پل شهرستان (جی)، پل اللّه وردیخان (سی و سه پل)، پل خواجو (بابارکن الدین)، میدان نقش جهان، خیابان چهارباغ، بازار اصفهان، آتشگاه، منارجنبان، کلیسا و موزهٔ وانک، تخت فولاد، کوهپایه: قلعهٔ کهنه، قلعهٔ شجاع، قلعهٔ حاج امین، مسجد جامع کوهپایه، مسجد جامع هرند، کاروان سرای عباسی کوهپایه، کاروان سرای عباسی سگزی، مسجد آجری، مسجد معصوم، مسجد تالار، مسجد دلاور جشوقان، مسجد جامع زفره، بازار قدیمی کوهپایه، امامزاده جبل، امامزاده فشارک، امامزاده جزه، امامزاده قاسم، امامزاده کوهپایه. ورزنه: مسجد جامع ورزنه، پل قدیمی ورزنه، آب انبار حاج محمد جعفر، آب انبار مسجد جامع و آب انبار حاج میرزا روستاهای اطراف مانند جبل، زفره، فشارک، سنگ زبر و تودشت (مناطق ییلاقی)، چشمهٔ آب گرم زفره (ورتون)، مزرعهٔ حاج حسن (محلّ تهیهٔ فیلم های سینمایی)، تالاب بین المللی گاوخونی، شهر سبا یا شهر گابت، امامزاده شاه زین العابدین، قلعهٔ دیزی، قلعهٔ کویر، قلعهٔ گوشت (چشت)، قلعهٔ شاخ کنار و شاخ میان، قلعهٔ قورتان، روستای رنگینده، رباط شاه، روستای فارفان، مراسم جشن نیمه شعبان (جیرجیرنی)، پناهگاه حیات وحش موته، پناهگاه حیات وحش (پارک ملی) کلاه قاضی و پناهگاه حیات وحش کرکس.

برخوار و میمه : مسجد جامع گز، مسجد سین، منارهٔ سین، کاروان سرای گز، موزهٔ مردم شناسی گز و برخوار و مرقد حضرت قاسم بن موسی بن جعفر در مورچه خورت.

تیران و کرون : مسجد جامع سلیمان، مسجد خان یا امام حسن مجتبی، مسجد سید (جامع)، مسجد سنگی، مسجد جامع اران، مسجد جامع عسگران، منطقهٔ قمیشلو، قلعهٔ تاریخی روستای جاجا، دالانکوه و سد خمیران.

چادگان : روستای سمندگان و آتشکدهٔ زرتشتیان، مشهد کاوه، مقبرهٔ کاوهٔ آهنگر، امامزاده حیدربن علی، قیه (صخره) و گگ قاج (درخت همیشه سبز) منسوب به سادات علوی بقایای کودلیه باستانی (نام قدیم مشهد کاوه) و قبرستان های معروف آن و مجسمه های شیرسنگی ( ٤٠ عدد) خانهٔ آنالویی، مسجد پنج تن و دهکدهٔ زاینده رود.

خمینی شهر : کهندژ، ایوان یزدگرد، مسجد جامع خمینی شهر، آرامگاه سید محمد، تپهٔ آتشگاه، و گورستان زارع آباد.

خوانسار : مسجد جامع خوانسار، خانهٔ ابهری، خانهٔ حبیبیان، آتشکدهٔ تیر، معبد هیکل، بقعهٔ امامزاده احمد بن علی النقی، بقعهٔ پیربابا (شیخ اباعدنان)، مدرسهٔ مریم بیگم، مراسم تعزیه خوانی بسیار مشهور، چشمهٔ پیر، چشمهٔ جیدا، چشمهٔ مرزنگوش، چشمهٔ قبله، چشمهٔ علی خان، چشمهٔ حسینیه، چشمهٔ یهودی ها، و تپهٔ نوگل.

سمیرم : جامعهٔ عشایری ایل قشقایی، قلعهٔ سنگی (دژیهمن)، میله های سنگی، مجموعهٔ آسیاب و حمام کمال الملک وزیر (خانعلی)، شبستان مسجد جامع (معروف به مسجد آخوند)، آبشار سمیرم دخمه های باستانی قلعهٔ سمیرم، تخت سلیمان (آب ملخ)،سدحنا، چال قفا، چشمهٔ نار، چشمهٔ بابا زرنگ کمه و غار دنگزلو.

دهاقان : چشمه های زینعلی، بابا شاه حسین، چشمهٔ سروردی، چشمهٔ قنات نوی، ارتفاعات جنوبی دهستان موسی آباد، چشمه های سورمنده و باغ سرخ، چشمهٔ مردنگ، درهٔ شاه (درهٔ پیروزی)، چشمهٔ علی (مناظر طبیعی)، مسجد میر، مسجد جامع دهاقان، مقبرهٔ باباشاه حسین، خانه های تاریخی حسینقلی خان خطامی، پل تاریخی دهاقان معروف به پل سطل یا پل آب بر، سدّ تاریخی همگین، آسیاب مسجد رحیم بیگ (آبی)، مسجد پوده و منطقهٔ آستانه.

شهرضا : سیاه سر، چشمه حیدر، حوض ماهی، بودجان، سورمنده، موروک ، دره شاه، پرک آباد، باغ های اسفرجان، هونجان، زرچشمه، دزج، قمبوان (جاذبه های تفریحی)، امامزاده شاه رضا، کاروان سرای شاه رضا، مسجد جامع، کاروان سرای مهیار، مجموعهٔ مسجد جامع، حسینیه و چهار سوق پوده، آسیاب های اسفرجان، درخت گردو ٥٠٠ ساله در اسفرجان محلهٔ عرب ها، کاروان سرا و حمام امین آباد، بقعهٔ شاه سیدعلی اکبر، امامزاده محمدابراهیم، قلعه کهرویه.

فریدن : دشت دامنه، بیشه زارهای زیبای روستای فراموش جان، چشمه های زرین رود، چهل چشمه، آبشار روستای نوغان، شکارگاه های دالان کوه و آرامگاه شیخ ابوسلیمان دارانی.

فریدون شهر : آبشار پونه، چشمهٔ لنگان، تنگ حنا، پارک معلم، چشمهٔ تنگوله، غار گوگان، دشت لاله های واژگون، تونل درهٔ سیستان، جوب دختر، سراب آبلت، غار اشکاف تله، سنگ گورهای باستانی در روستای قهستجان، امامزاده سیدصالح، امامزاده تاج علی روستای کاهگان، کوه پیرهشتاد، غار فریدون شهر (کلبیس کب)، آبشار دورک و آبشار طرزه.

فلاورجان : مسجد جامع اشترجان، بقعهٔ پیربکران، پل ورگان، پل بابا محمود، برج بزرگ چهار برج و مجموعه برج های منحصر به فرد روستای کلسیان معروف به چهل برج.

کاشان : تپ ههای سیلک،آتشکده یا چهارطاقی خرم دشت، چشمهٔ سلیمانیهٔ فین، مسجد جامع یا مسجد جمعه، قلعهٔ جلالی، مسجد عمادی، مسجد وزیر، مسجد تبریز یها، مدرسهٔ سلطانی،مدرسه و مسجد درب یلان، مسجد و مدرسهٔ آقابزرگ، مسجد گذربابا ولی، منارهٔ زی نالدین، تیمچهٔ امی نالدوله، سرای شری فخان یا گمرک، بازار بزرگ کاشان،باغ فین، حمام ملاقطب، حمام عبدالرزا قخان، حمام سلطا نامیر احمد، خانهٔ بروجردی، خانهٔ طباطبایی، خانهٔ عامر یها، خانهٔ حاج یسیدآقا، خانهٔ میرزاابوالفضل حکیم باشی، خانهٔ تهامی یا آقالو، آ بانبار میرسیدعلی، آب انبار بزرگ محل سرپله، آ بانبار گذر نو در بازار، مجموعهٔ تاریخی مشهد اردهال، بقعهٔ امامزاده حبی ببن موس یبن جعفر (ع)، بقعهٔ شاه یلان، بقعهٔ طاهر و منصور، بقعهٔ امامزاده میرنشانه، بقعهٔ قاس مبن موس یب نجعفر(ع)، بقعهٔ خواجه تا جالدین، بقعهٔ امامزاده درب زنجیر، بقعهٔ ابولؤلؤ معروف به بابا شجا عالدین، آرامگاه محتشم کاشانی، مراسم قال یشویان. نیاسر: چشمهٔ اسکندریه، چشمهٔ قریه، باغ تالار، تالار غار رئیس، حمام و آسیاب نیاسر، جشنوارهٔ گل و گلاب، آتشکدهٔ نیاسر. قمصر: چشمهٔ آب معدنی صالح، محراب مسجد ده، بقعهٔ امامزاده میرداوود،مسجد جامع قمصر، بقعه ی امامزاده در محلهٔ پایین، بقعهٔ امامزاده شاهسواران،بقعه حکیم بابا افضل.

گلپایگان :مسجد جامع گلپایگان، منارهٔ گلپایگان بقعهٔ امامزاده ١٧ تن، بقعهٔ امامزاده سیدالسادات، ارگ گوگد، مسجد جامع سرآور، بقعهٔ امامزاده ابوالفتح، سد گلپایگان، و امامزادهٔ ناصربن علی

لنجان :دهکدهٔ ساحلی، آرامگاه پیربکران، گورستان های کلیمیان، مسجد جامع زرین شهر، پل کله، قلعهٔ کافر، امامزاده شاهزاده ابراهیم، قسمتی از قرآن دست نویس سعیدآباد در منطقهٔ جم.

مبارکه :قلعهٔ فهجیر، مقبرهٔ امامزاده محمدیه، برج کبوتر و قلعهٔ آسیاباد، خان لنجان، پارک ساحلی سرارود، پارک شهدای زینلی، پارک لاله، پارک سلمان، محلات قدیمی مختاری ها، حیدرآبادی ها، حاجی ها، قلعهٔ سلیمان، قلعه نو، محلهٔ رسی ها، محلات اقماری قهنویه، دهنو، محمدیه، شیخ آباد، سرارود و اسماعیل ترخان.

نائین :نارنج قلعه، مسجد جامع نائین، مسجد بابا عبداللّٰه، مسجد جامع قدیمان، مسجد خواجه خضر، مسجد سرکوچه محمودیه، مسجد جامع محمدیه، مسجد جامع بافران، حسینیه های نائین، خانه پیرنیا، بازار نائین، کاروان سرای نیستانک، کاروان سرای انارک، بنای چارطاقی انارک، خانهٔ تاریخی فاطمی. خور: مسجد عرب ها و مسجد نارو.

نجف آباد :کوه اوره، کوه بلند و پلنگ گالون (جاذبه های طبیعی)، دژ سنگی علویجه، مسجد جامع جوزدان، مسجد جامع دهق، عصارخانه آقا، کاروان سرای هسنیجه و جلوگیر، برج های دوقلوی صفا (آق غلام علی)، برج های جوی خارون، امامزاده ساره مریم معروف به چهل دختران در جوزدان، امامزاده شمس الدین محمد در علویجه، بقعهٔ پیرمحمد جوزدان، و امامزاده عبداللّٰه در نهضت آباد.

نطنز : روستای ابیانه، پارک چشمه سرابان، بیشه زارهای اوره، طامه، هنجن، یارند، کمجان، برز، طرق، طار، کشه، فرده، سایت باستانی میلاجرد، امامزاده سلطان گروه آباد، امامزادگان آقاعلی عباس و شاهزاده محمد، مسجد جامع نطنز، محراب مسجد میر، قلعهٔ کوهاب و کاروان سرای ابوالمعالی، قلعهٔ رباط سنگ، گنبد باز، حسینیهٔ مرکز شهر، روستای افوشته، مجموعهٔ شربت خانه و حمام افوشته، قلعهٔ طرق، کاخ تاج آباد، کاخ عباس آباد و آتشکده.



صنایع

الف) صنایع ماشینی

صنایع استان اصفهان دارای قدمت تاریخی است. صنعت کاران اصفهان از مشهورترین صنعت کاران ایرانی به شمار می آیند. استان پهناور اصفهان به دلیل برخورداری از نیروی انسانی متعهد، علاقه مند به کار و تولید، متخصص، کاردان و خلاق، همچنین با بهره مندی از شرایط طبیعی مناسب مانند آب و هوای مساعد، منابع طبیعی فراوان، ایمنی نسبی در مقابل مخاطرات طبیعی، موقعیت جغرافیایی مرکزیت کشور و وجود راه های ارتباطی مناسب، یکی از مهم ترین کانون ها و قطب های صنعتی کشورمان به شمار می آید و از جایگاه ویژه ای در صنعت کشور برخوردار است. علاوه بر آن، وجود دانشگاه ها، مراکز علمی و دانشکده های متعدد و مرتبط با علوم صنعتی (به ویژه فولاد) چهرهٔ علمی خاصی را به بخش صنعت استان بخشیده است و این استان را به دومین قطب صنعتی کشور تبدیل کرده است.

تعداد زیادی از مهم ترین و بزرگ ترین صنایع تولیدی نظیر مجتمع فولاد مبارکه، ذوب آهن، پلی اکریل، صنایع نظامی، صنایع شیمیایی، پالایشگاه صنایع نفت و پتروشیمی، هواپیما سازی، صنایع غنی سازی اورانیوم، نیروگاه، صنایع سیمان، صنایع نساجی و چرم سازی، برق و الکترونیک، صنایع چوب، صنایع خودرو و موتور متحرکه، صنایع دارویی و بهداشتی، صنایع غذایی و ... در استان اصفهان قرار گرفته اند. برای نمونه، مجتمع فولاد مبارکهٔ اصفهان بزرگ ترین مجتمع صنعتی کشورمان (با ظرفیت تولید ٤ میلیون تن از انواع محصولات فولادی و با اشتغال ٧٢٠٠ نفر) همراه با کارخانهٔ ذوب آهن اصفهان به عنوان کارخانه های فولاد مادر در کشور محسوب می شوند.

شهرک های صنعتی
ایجاد محیط های مناسب جهت استقرار صنایع به صورت مجتمع ها، شهرک های صنعتی و خوشه های صنعتی از جمله اقداماتی است که جهت توسعهٔ صنایع انجام شده است. این فضاها دارای محدوده و مساحت معین برای استقرار مجموعه ای از واحدهای صنعتی، پژوهشی و فنّاوری با هدف تمرکز صنایع، خارج شدن صنایع از محیط های شهری و سکونتگاهی، خدمات رسانی آسان تر به صنایع و کاهش هزینه های سرمایه گذاری در صنعت است.

ب) صنایع دستی

استان اصفهان بزرگ ترین مرکز تولید صنایع دستی ایران بوده و از حیث حجم و مقدار تولید و کیفیت و تنوع محصولات دستی (از ٤٠٠ رشته فعالیت در کل کشور، حدود ١٨٠ رشته به استان اصفهان تعلق دارد)، رتبهٔ اول کشور را به خود اختصاص دادهاست. گفتنی است که از حیث دریافت نشان کیفیت و مرغوبیت صنایع دستی، استان اصفهان با دریافت ٢٢ مهر اصالت یونسکو از مجموع ٤٥ مهر اصالت، در مقام اوّل کشور قرار دارد. عملیات ثبت پنج مورد از صنایع دستی شامل قلم کاری، معرق، مخملبافی، گلابتون سازی و زری بافی به نام اصفهان در آیین نامهٔ یونسکو در دست انجام است. صنایع دستی استان دارای اهمیت صادراتی فراوانی است و در ایجاد اشتغال، استفاده از مواد اولیه مورد نیاز موجود درمنطقه، افزایش ثروت ملی، انتقال فرهنگ و پرکردن اوقات بیکاری فصلی روستاییان نقش مهمی به عهده دارد.


فرهنگ 

زبان ، گویش و لهجه

امروزه در جهان، گویش ها و لهجه های محلی بیانگر هویت و اصالت بومی مردم هر منطقه است که به تدریج به دلایل مختلفی از جمله استفاده از وسایل ارتباط جمعی و غلبهٔ زبان های رسمی داخلی و خارجی این گویش ها، در حال فراموش شدن هستند. به همین دلیل در تکلم گویش های محلی بین نسل ها تفاوت های عمیقی به وجود آمده است. دراستان اصفهان متداول ترین زبان، همان زبان رسمی یعنی فارسی است. در طول تاریخ، تحت تأثیر عوامل متعدد جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی، صورت های متفاوتی از گویش ها و لهجه ها به وجود آمده اند. اغلب این گویش ها و لهجه ها ریشه در زبان های باستانی دوران مادی و پارتی دارد. زبان شناسان بر این باورند که برمبنای جغرافیایی می توان لهجه های مرکزی فلات ایران را به چند گروه کلی تقسیم کرد:
الف) لهجه های منطقهٔ کاشان؛ برای نمونه: ابیانه ای، جوشقانی، زفره ای، کشه ای
ب) لهجه های پیرامون شهر اصفهان؛ از جمله: سده ای، گزی و اصفهانی
پ) لهجه های نائینی و انارکی با شباهت فراوان به لهجه های زرتشتیان یزد
ت) لهجهٔ خوری در ناحیهٔ خور و بیابانک
علاوه بر لهجه های فوق، به زبان و گویش های دیگری نیز در استان ما، گفت وگو می شود که سخنگویان آن محدودند؛ برای مثال: زبان عبری (یهودیان در محلهٔ جوبارهٔ اصفهان)، ارمنی و گرجی (در شهر اصفهان، فریدن و فریدون شهر) و گویش لری بختیاری و زبان ترکی قشقایی.


افسانه ها و مَتَل ها
فرهنگ عامه سرشار از حکایت ها و قصه هاست که به صورت شعر یا نثری آهنگین از بزرگ ترها برای کودکان و نوجوانان نقل می شده است. محتوای آنها، انواع موضوعات اخلاقی، اجتماعی و تربیتی همراه با طنز و کنایه اند. در شهرها، روستاها و خانواده های ما در گذشته، بیان داستان یکی از راه های مهمّ ارتباطی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها با نوه ها بوده است که علاوه بر سرگرمی و ایجاد ارتباط، آموزنده و جذاب هم بوده است. اغلب این افسانه ها و حکایت ها با ریشه های مشابه فقط با تفاوت های اندک در مناطق و نواحی مختلف استان نقل می شده است؛ از جمله: افسانهٔ ماه پیشونی، قوزبالاقوز، کلاغ و روباه، خانهٔ هفت در و نمکی،کاوه آهنگر ٢ و … .

ضرب المثل ها و کنایه ها
ضرب المثل ها، جلوه های ارزشمند فرهنگ مردم است که در درون خود رویدادهای تاریخی، تجارب، هنجارها و ارزش های جامعه را دربرمی گیرد و از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد. این جملات به طور مختصر و کوتاه با آفریده ای از طنز و کنایه، مطالب آموزنده را به طور غیرمستقیم به مخاطبان خود انتقال می دهد. هرچند از نظر محتوایی اغلب ضرب المثل ها باهم شباهت دارند ولی در اغلب موارد بنابر موقعیت جغرافیایی و فرهنگی مردم واژگان و عناصر آن با یکدیگر متفاوت اند.

به تعدادی از این ضرب المثل ها با لهجه و گویش محلی اشاره می شود:
بُز گَر سَِر چَشمَه دَ او اَخِِر (گویش وزوانی از توابع میمه):
بز گر (بیمار) از سرچشمه آب می خورد (کنایه از خودخواهی فرد).
لُقمه قَدِّ دوِند آرگی (گویش بادرودی):
لقمه به اندازهٔ دهانت بردار (کنایه از این که حرص و طمع نداشته باش).
اُوجی گُه یَکیا وَ مُنَه گِندُش درکَه (گویش نائینی):
آب هم وقتی یکجا بماند، گندش می اُفتد (کنایه از ناپسند بودن و فعالیت نکردن).
دودش د چَمِ خوش اَشو (گویش بادرودی):
دودش به چشم خودش می رود (کنایه از ضرر کردن فرد).
لی لی به لالای کسی گذاشتن (کنایهٔ اصفهانی):
بیش از حد با کسی مدارا کردن.


تران هها: تران هها در فرهنگ جایگاه ویژ های دارند؛ زیرا تران هها به عنوان گنجین ههای ارزشمند و سندهای معتبری محسوب م یشوند که احساسات و باورهای سیاسی، اجتماعی، مذهبی و عاطفی مردم را نسبت به موضوعات مختلف فردی و اجتماعی بیان م یکنند؛ برای نمونه، به تران های که کودکان در « بازی عموزنجیرباف » م یخوانند، اشاره می شود: 

فردی در وسط دیگر بچه ها، می خواند و بقیه، هم صدا به او پاسخ می دهند.
عموزنجیرباف؟ بچه ها: بله!
زنجیر مرا بافتی؟ بچه ها: بله!
پشت کوه انداختی؟ بچه ها: بله!
بابا ا ومده! بچه ها: چی چی آورده؟ …
این تصنیف نیز در گذشته در سال های قحطی و پس از آن در نجف آباد بر سر زبان ها بود که بیانگر اوضاع نامناسب اقتصادی و اجتماعی است. دستبندی دونه دونه دادم به پنبه دونه ای سال برنگردی تو که با ما همچین کردی با دیگرون چه کردی؟
لالایی ها: لالایی ها، بخشی از ادبیات شفاهی سرزمین ماست که در کنار افسانه ها و قصه ها در گذشته کاربرد بسیار داشته است. لالایی، آوازی است که مادران برای خواباندن کودک شیرخواره می خواندند. لالایی نخستین ارتباط کلامی و رابطهٔ هم سخنی مادر با کودک است که برای هردو، این موسیقی آهنگین، موجب آرامش جسم و روح مادر و کودک می شود. در مناطق مختلف استان اصفهان، لالایی و دوبیتی های محلی، به طور خودجوش توسط زنان و مردان با ذوق در وزن های ساده سروده شده است.

وجود کودک تا آن جا برای مادر عزیز و با ارزش است که نه تنها با جان و دل از او مراقبت می کند بلکه از خداو بزرگان دین هم یاری می خواهد:
لالا لالایی گه واره تو را مولا نگه داره

لالا لالا خدایا رت رسول اللّه نگهدارت
نگهدار سرو ج انت جان مادر به قربانت
برخی لالایی ها بیان دردها و رنج ها و سفر پدر و گله از روزگار است (بخشی از لالایی گلپایگان):
لالا لالا گل نع نا بابات رفته به کوه تنها
از این صحرا به اون صحرا مرا بردند سوی صحرا
بخواب ای مونس روح و روانم بخواب ای بلبل شیرین زبانم …
بازی های محلی: هر کودک و نوجوانی، نیازمند تفریح و بازی است. بازی ها باید بتوانند مهارت های لازم جسمانی، روانی و اجتماعی را برای زندگی آیندهٔ فرد فراهم کنند. در گذشتهٔ نه چندان دور، به جای بازی های جدید رایانه ای (کامپیوتری) امروز (با ماهیتی خشن و منفعل)، بازی های متعددی وجود داشت که کودکان و نوجوانان طیّ این بازی ها، ضمن تفریح، توانایی هایی را نیز کسب می کردند؛ از جمله: مهارت هم زیستی، احترام به قوانین، شادابی و تحرک، احترام به جمع، تقویت مهارت ارتباط برقرار کردن با دیگران و کسب مهارت ایفای نقش های آینده در زندگی.

در استان اصفهان نیز بازی های متعدد و تقریباً مشابهی در همهٔ روستاها و شهرها اجرا می شده است. این بازی ها در عین انعطاف پذیری زیاد، بعضی آرام و بعضی پرتحرک بودند که به اقتضای شرایط زمان و مکان حتی باهمراهی بزرگ ترها، به اجرا درمی آمد؛ از جمله: بازی یه قل دو قل، تخم مرغ بازی، الک دولک، گرگم و گله می برم، هفت سنگ، طناب کشی و … .

 نمایش های محلی: نمایش های آئینی از زمان های گذشته در سرزمین ما مورد توجه بوده است. این نمایش ها را می توان در دو گروه کلی بررسی کرد:
الف) تعزیه و روض هخوانی: از مهم ترین انواع ارتباطات سنتی و هنرهای نمایشی است که در آن، ترکیبی از هنرها، آداب است و در اصطلاح، به نوعی « سوگواری و یاد بود عزیزان در گذشته » و عناصر مختلف به کار گرفته می شود. تعزیه در لغت به معناینمایش مذهبی و آداب و رسوم خاص اطلاق می شود که متناسب با شرایط خاص تاریخی، یادآور ظلم و جور حکام وقت، یادآور ستمکاری ها به امام حسین (ع) و یاران اوست. مضمون تعزیه، رویارویی دو نیروی خوب و بد، نور و ظلمت است. در تمام روستاها و شهرهای استان اصفهان، تعزیه به مناسبت های مختلف انجام می گیرد. در همه جای استان اصفهان به ویژه دههٔ محرم، این مراسم با شور و علاقهٔ وافری اجرا می شود؛ برای نمونه می توان از مراسم نخل گردانی و تعزیهٔ روستای ابیانه، و انواع دیگر نمایش های شهر نیاسر، بادرود، خوانسار، خمینی شهر و خوراسگان نام برد.

شمایل گردانی نیز از پر رونق ترین اشکال نمایش های آیینی است که طیّ آن، وقایع مذهبی به ویژه قیام امام حسین (ع) و یارانش توسط شمایل گردانی، روی منبر یا در صحن حرم ها، امامزاده ها همراه با نوحه خوانی و سینه زنی نمایش داده می شود. شمایل گردانی نیز با گسترش رسانه های تصویری به ویژه تلویزیون، به شدت از اهمیت آن کاسته شده است.
ب) نقالی و پرد هخوانی: از جذاب ترین و قدیمی ترین نمایش های سنتی است که سابقهٔ آن به قبل از اسلام هم می رسد. نقالی را « نقل یک واقعه یا قصه به شعر یا به نثر با حرکات حالات و بیان مناسب در برابر جمع » تعریف کرده اند. نقالی در ایران را به سه نوع نقالی » « پهلوانی و حماسی « نقالی مذهبی » و « نقالی تفریحی » می توان تقسیم کرد. از مهم ترین آن ها، نقالی پهلوانی و حماسی، شاهنامه خوانی و قصه خوانی است که در آن داستان های منظوم شاهنامهٔ فردوسی با صدای رسا و گرم، همراه با حالات و حرکات مختلف چهره و دست برای تماشاگران نقل می شود.

نوع پوشش سنتی مردم استان اصفهان
نوع و چگونگی پوشش هر جامعه ای از ویژگی های خاصّ فرهنگی آن جامعه محسوب می شود. اعتقادات، باورها، عوامل جغرافیایی، تاریخ و اجتماعی برنوع پوشش افراد جامعه تأثیر فراوان دارد.

از مهم ترین ویژگی های پوشش سنتی مردم، می توان با توجه به رعایت پوشش بدن، تولید محلی تن پوش ها، سادگی، زیبایی، رنگارنگی، رعایت پاکیزگی، تناسب با ویژگی های آب و هوایی منطقه، اشتغال تعداد زیادی از افراد به امر تهیه و تولید پوشش و تن پوش ها، تنوع آنها و … اشاره کرد. در استان ما، پوشش و لباس از اهمیّت زیادی برخوردار است ولی با گذشت زمان، پوشش سنتی کمتر به کار می رود. لباس سنتی مردم ابیانه ١: این نوع لباس بیانگر ویژگی های جغرافیایی، باورها، اعتقادات و ویژگی های فرهنگی مردم این قسمت از استان است که ریشه دراعماق تاریخ ایرانیان دارد و نشانگر سنت های زیبای ایران باستان است.

چادر سفید ورزنه: پوشیدن چادر سفید، مشخصهٔ منحصر به فرد شهر ورزنه است. گفته می شود که پوشیدن چادر و لباس سفید در این منطقه، دلایل تاریخی و جغرافیایی دارد: اغلب زنان و دختران این شهر به شیوهٔ نیاکان خود، از چادر سفید استفاده می کنند. شرایط آب و هوایی منطقه، شغل کرباس بافی، کشت و کار پنبه و در دسترس نبودن پارچه های شهری در گذشته، از عوامل مؤثر در وجود این سنت است.

نگاهی اجمالی به برخی مراسم خاص در استان اصفهان
در همهٔ جوامع از نشانه های حیات و بالندگی آن، وجود مراسمی است که ریشه در باورها و اعتقادات دارد. در جامعه، شهر و روستاهای ما نیز در عین مراسم مشابه با سایر مناطق به دلایل اعتقادی، تاریخی، جغرافیایی و اقتصادی، مراسم خاصی وجود دارد که لازم است علاوه بر آشنایی با این سنّت ها و آگاهی از اهداف انجام آن، در برگزاری آن ها نیز مشارکت داشته باشیم و در بزرگداشت آنها کوشا باشیم.

در این قسمت به برخی از مراسم مذهبی  ملّی در سطح استان اشاره می شود.
الف) مراسم نخل بندان (نخل گردانی) ١: مردم در تمام استان اصفهان برای مراسم مذهبی به ویژه اهمیت ویژه « عاشورا » ای قائل اند و از اول محرم، یکپارچه سیاهپوش می شوند. مراسم عزاداری به صورت هیئت های زنجیرزنی، سینه زنی و روضه خوانی برپا می شود و در روز« عاشورا » به اوج خود می رسد. نخل همراه با دسته های زنجیرزن، در شهر و روستا و در مکان های متبرک و امامزاده ها به گردش درمی آید؛ برای در روز ششم محرم، دو عَلَم زینت داده می شود که با پارچه های رنگی و دستمال ابریشمی « خور و توابع آن » مثال در سیاه یزدی آراسته می شود و روزهای بعد نیز در مواردی، پوشش عَلَم ها را تغییر می دهند.

ب ) مراسم چاووشی: در گذشته، هنگام عزیمت یا بازگشت افراد از عتبات عالیات، مشهد و سفر حج، مراسم چاووشی برگزار می شد. چاووشان کسانی بودند که با آداب خاصی با قرائت اشعار و ادعیه مردم و زائران را از برنامهٔ سفر مطلع می کردند و عموم مردم نیز با تکرار کلمه یا جملاتی، او را همراهی می کردند. از مهم ترین پیامدهای این رفتار اجتماعی اطلاع رسانی، تقویت حسّ جمعی، انجام گروهی و همدلی است؛ برای نمونه می توان به نمونهٔ چاووشی مردم « بادرود » اشاره کرد که این اشعار از زمان قاجار به بعد رایج شده است.

خرّم دلی که منبع اَنهار ک وثر است کوثر کجا ز دیدهٔ پراشک بهتر است
نام حسین و کرب و بلا، هر دو دلرباست نام علی اکبر از آن دل رباتر است
رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید دیدم که مرقد شهدا، مشک و عنبر است
پ ) مراسم دعای باران: مردم استان اصفهان از گذشته های دور، به دلیل وضعیت آب وهوایی و کافی نبودن بارندگی با مشکل کم آبی روبه رو بوده اند؛ از این رو، در سال های کم بارش، جهت نزول باران، مردم طیّ مراسمی خاص می کنند. همچنین در این مراسم از « باران » در مساجد و امامزاده ها، با دعا و ختم قرآن از خداوند کریم درخواست حیوانات اهلی قربانی می کنند و بین مردم آش نذری پخش می کنند. این مراسم با آداب خاصی، برگزار می شود.

ت) مراسم ماه مبارک رمضان: ماه مبارک رمضان دارای آداب و احترام خاصی نزد مردم است که دربرگیرندهٔ رسم های متعددی است؛ از جمله، رؤیت ماه نو، پیشواز ماه روزه رفتن، ختم قرآن، مراسم توسل به ائمهٔ اطهار، شب قدر و افطاری دادن. قبل از کاربرد رادیو و تلویزیون، « سحرخیزی » از اهمیت خاص برخوردار بود؛ از این رو، یک ساعت قبل از بیدار شدن در سحر، صدای آوای طبلی شنیده می شد و افرادی که قصد تهیهٔ غذا برای سحر داشتند، بیدار می شدند.

ث) مراسم از عید نوروز تا سیزده نوروز: با پایان فصل سرما و آغاز بهار، مردم ما در تمام نقاط، جشن می گیرند. قبل از تحویل سال جدید، مراسم به اشکال و آداب مختلف انجام می گیرد؛ از آن جمله است: چهارشنبه سوری، قاشق زنی، خانه تکانی و سبزه سبز کردن. هنگام تحویل سال، اکثر مردم به زیارت امامزادگان و اهل قبور می روند و مشغول خواندن دعا می شوند و بعد، همراه اعضای خانواده و بزرگ ترها درکنار سفرهٔ هفت سین که خود آداب خاصی دارد، می نشینند. بعد از آن مردم جهت انجام دید و بازدید به خانهٔ روحانی، سید محله یا روستا و بزرگ ترهای فامیل می روند. دراین ایام، مردم با شیرینی و آجیل از هم پذیرایی کرده، به یکدیگر هدیه می دهند و سال خوبی را برای هم آرزو می کنند.

روز سیزدهٔ فروردین نیز مردم سبزهٔ سفرهٔ هفت سین را از خانه بیرون می برند. این روز، روز بزرگداشت و احترام به طبیعت است و تا پایان روز، افراد خانواده و فامیل در کنار هم در دشت و سبزه زار ساعاتی را می گذرانند.
ج) مراسم گلا بگیری: گلا بگیری در قمصر، برزک، نیاسر، جوشقان و کاشان از قدمتی دیرینه برخوردار است که این، خود از رواج کاشت گل محمدی در این منطقه خبر م یدهد و نسل به نسل از گذشتگان به فرزندان انتقال یافته است.

چ ) مراسم قالی شویی « مشهد اردهال » : اردهال به علت شهادت حضرت سلطان علی، فرزند امام محمدباقر (ع)، در این محل به « مشهد اردهال » معروف شده است؛ به سبب حرمت تخته ای قالی که پیکر امامزاده علی را ابتدا روی آن قرار دادند و بعد به جای پیکر او غسل دادند، اصطلاح « مشهد قالی شویان » نیز مشهور است. در سیزدهم پاییز هر سال، نمایش آیینی قالی شویان که بیانگر اعتقاد خالصانهٔ مردم منطقه به خاندان اهل بیت است، با شور و هیجان وصف ناشدنی انجام می گیرد.

جلوه هایی از فرهنگ استان
فرهنگ استان اصفهان هرچند بخشی از فرهنگ جامعهٔ ایرانی است ولی دارای ویژگی های خاص خود نیز است. فرهنگ غنی اصفهان از گذشته تاکنون، آثار هنری قابل توجهی را در زمینه های متعدد به خود اختصاص داده است؛ از جمله: سبک معماری، موسیقی و ساخت آلات موسیقی (اتاق موسیقی در عمارت عالی قاپو)، بافت فرش دستباف، گلیم و عبا (نائین، نجف آباد و کاشان) و پارچه های نخی (خور و ورزنه)، تهیهٔ انواع سفال و کاشی (شهرضا) و سایر صنایع دستی و سوغات منحصر به فرد. روستاها و شهرهای استان ما، همه بیانگر جلوه های بیرونی فرهنگ استان اند.


تاریخ

پیشینه تاریخی استان

استان اصفهان یکی از مؤثرترین استان های کشور در شکل دهی به تاریخ این سرزمین کهن بوده است. تاریخ استانمان در پیوند همه جانبه با تاریخ ایران زمین سراسر شکوه و افتخار است و در آفرینش چنین تاریخ درخشانی تمامی زنان و مردان این استان در هرروستا و شهری و از هر قوم و قبیله ای نقش آفرین بوده اند. در این درس سعی بر آن داریم تا بخشی از این تاریخ را باهم مرور کنیم.

پیشینه سکونت انسان در سطح استان
براساس آنچه تا امروز کشف شده است، قدمت سکونت انسان در استان اصفهان به بیش از ٤٢ هزار سال قبل می رسد. آثار به دست آمده از انسان های نخستین در غارهای قلعه بزی (حسن آباد) واقع در شهرستان مبارکه مؤید این امر است که در آن زمان، انسان های ساکن در این غارها به شکار گورخر، کرگدن، اسب و گاو وحشی و دیگر حیوانات می پرداخته اند.


گفتنی است چندین منطقه در قسمت های دیگر استان وجود دارد که قدمت آنها به پنج تا هفت هزار سال تخمین زده می شود. برخی از این محوطه ها متعلق به دورهٔ نوسنگی ١ است که حکایت از استقرار گروه های متعدد انسانی در مناطق مختلف استان دارد.

بیشتر این مکا نها مربوط به هزارهٔ چهارم تا هزارهٔ ششم قبل از میلاد است. برخی از مکا نهای باستانی استان عبار تاند از: تپهٔ سیلک کاشان، محوطهٔ باستانی اریسمان در شهرستان نطنز (هزارهٔ چهارم ق. م)، تپهٔ آشنا در چادگان (هزارهٔ ششم ق. م)، تپهٔ چغا حسن در گلپایگان (هزارهٔ پنجم ق.م)،گورتان اصفهان (هزارهٔ چهارم ق.م)، سبا در ورزنه (هزارهٔ سوم ق.م)، تپهٔ جوزک تیران و کرون (هزارهٔ چهارم ق.م)، تل شاهی سمیرم (هزارهٔ چهارم ق.م) و تپ ههای ننادگان فریدن (هزارهٔ چهارم ق.م).

استان اصفهان قبل از اسلام

از اصفهان پیش از اسلام؛ یعنی زمان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان اطلاعات زیادی در دست نیست و آثار چندانی برجای نمانده است ولی آن چه مسلّم است، از آنجا که استان اصفهان از لحاظ جغرافیایی در مرکز ایران واقع شده است، وجود دشت های وسیع و حاصل خیز و در برخی از مناطق، منابع آب فراوان  مانند زاینده رود  جاذبه هایی در آن ایجاد کرده است؛ از این رو، تمامی حاکمان در طول تاریخ نسبت به آن توجّه ویژه داشته اند و تلاش همه جانبهٔ آنها این بوده است که تسلط خود را بر این منطقه حفظ کنند.
در دوران اساطیری، وجود داستان هایی مانند ماجرای کاوهٔ آهنگر همان چهرهٔ آزاده که علیه ستم ضحاک قیام کرد و به کمک فریدون ملت ایران را از بند اسارت آزاد کرد و هم اکنون نیز در منطقهٔ فریدن در روستایی به نام مشهد کاوه، آرامگاهی منسوب به این قهرمان ملی دیده می شود، نشان از مرکزیت قدرت سیاسی در این قسمت کشور دارد. وجود دژی بسیار بزرگ همانند اهرام مصر به نام کهندژ سارویه در حاشیهٔ اصفهان امروزی که آثار آن تا هزار سال قبل هنوز برجای بوده و امروزه بخشی از آن درکنار پل شهرستان به نام تپه اشرف باقی مانده است و نیز بقایای آتشکدهٔ منسوب به عصر ساسانیان در ماربین اصفهان (کوه آتشگاه)، نمونه ای از آثار برجای مانده از پیش از اسلام است.

در زمان فرمانروایی مادها، ایران دارای سه ایالت بزرگ بود که یکی از این ایال تها بخش بزرگی از غرب استان اصفهان امروزی ایالتی به نام پارتاکن یا پارتیکان فریدن، فریدو نشهر و چادگان امروزی به مرکزیت گابای (گی، جی) بود. اصفهان در زمان امپراتوری هخامنشیان به نام گابای یا گی شناخته م یشده است. در عهد اشکانیان، حکومت ایران ملوک الطوایفی بود و بر هریک از قسم تهای مهم و وسیع آن، حکمرانی که لقب شاه داشت، فرمانروایی م یکرد. در آن زمان، اصفهان یک ساتراپ (استان) به شمار م یآمد. در دورهٔ امپراتوری ساسانیان، آباد یهای فراوانی در سطح استان اصفهان وجود داشته که آثاری از آنها باق یمانده است؛ مانند قلع ههای متعدد ساسانی در آران و بیدگل (قلعهٔ شرقی)، در سمیرم (تل نقاره و تل د هنا و گور دخمهٔ طاقچه بت)، در فریدن (تپه خویگان)، در نائین (چهارطاقی شیرکوه، قلعهٔ شیرکوه و چهارطاقی نخلک)، در نیاسر کاشان (چهارطاقی نیاسر)، در اصفهان (بنای آتشگاه و پل شهرستان) و بسیاری آثار دیگر. در این زمان، شهر اصفهان را سپاهان یا محلّ تجمع سپاه م ینامیدند که واژهٔ اصفهان از آن گرفته شده است. سپاهان محلّ سکونت و قلمرو خاندا نهای مهمّ حاکم و فرمانروایان و دژ مستحکمی برای ساسانیان بود.


١ دورۀ حکومت آل بویه: اصفهان از ابتدای حکومت آل بویه تا انقراض آن ( ٣٢٠  ٤٤٨ ه.ق) همواره از مراکز مهّم حکومتی آنان به شمار می آمد. در این دوره، اصفهان به پایتختی حسن ملقب به رکن الدوله انتخاب شد. او در عمران و آبادانی شهر تلاش زیادی کرد. دیوار بسیار بزرگ اطراف شهر اصفهان که تا چند سال قبل در بیرون دروازهٔ طوقچی تا دروازهٔ جوباره آثاری از آن باقی مانده بود، از اقدامات عمرانی آن زمان است. جانشینان رکن الدوله، یعنی مؤیدالدوله و علاء الدوله، نیز در آبادانی شهر تلاش های بسیار از خود نشان دادند. صاحب بن عباد (مدفن او در محلهٔ طوقچی اصفهان است)، وزیر مؤید الدوله، از دانشمندان به نام زمان خود بود که در توسعهٔ فرهنگ و دانش زمان خود نقش مؤثری داشته است. همچنین، در آن زمان، مسجد جورجیر یا جامع صغیر که در زمان صفویه به مسجد حکیم تغییر نام داد و نیز سراهای عالی و مساجد بسیار ساخته شد.

٢ دورۀ حکومت سلجوقیان: پس از دیالمه، سلجوقیان بر اصفهان تسلط یافتند. از زمان سلجوقیان آثار ارزشمندی در سراسر استان باقی مانده است و بسیاری از شهرهای استان آبادانی بسیار یافتند. اصفهان به عنوان پایتخت سلجوقیان در رأس این پیشرفت ها قرار گرفت. وزرای دانشمند سلجوقیان مانند خواجه نظام الملک طوسی و تاج الملک در عمران و آبادانی اصفهان بسیار کوشش کردند. بناها ی بسیاری ساخته شد که هنوز بسیاری از آن ها پابرجاست. همچنین احداث چهارباغ ملکشاهی، آثار بسیار ارزشمند معماری و هنر اسلامی به ویژه در مسجد جامع اصفهان مانند گنبد نظام الملک و گنبد تاج الملک که به نظر باستان شناسان جهانی از آثار اعجاب انگیز محسوب می شوند، مسجد جامع اردستان، مسجد جامع زواره، مسجد جامع شهرضا، مسجد جامع گلپایگان نیز از جمله آثار ارزشمند معماری این دوره است. میدان عتیق (در محلّ فعلی میدان قیام اصفهان) نیز از میادین بزرگ عصر خود محسوب می شد که از آثار دورهٔ سلجوقیان بود. این میدان به مرور زمان به دست فراموشی سپرده شده بود ولی به همت مسئولان شهر اصفهان در حال بازسازی است.

٣ دورۀ حکومت صفویه: اصفهان پایتخت دولت صفوی بود. با مطالعهٔ تاریخ صفویه درمی یابیم که شهر اصفهان پس از تأسیس این سلسله تا انتخاب آن به عنوان پایتخت، شهری آباد و پرجمعیت بوده است. شاه عباس اول صفوی در این اندیشه بود که پایتخت را از شمال غرب به مرکز ایران منتقل سازد تا از دشمن صفویان یعنی دولت عثمانی فاصله داشته باشد؛ از این رو، درسال ١٠٠٠ هجری قمری، پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کردند. تا سال ١١٣٥ هجری قمری، یعنی سال سقوط صفویه، اصفهان نه تنها در مرکز ایران بود بلکه تمام شرایط مورد نیاز برای یک پایتخت بزرگ را در خود داشت.

پس از انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت، زمینه برای جذب اقوام و گروه ها از دور و نزدیک به سمت اصفهان فراهم گردید(مهاجرت گرجی ها و ارامنه) هم چنین تعداد زیادی از صنعتگران، معماران، شعرا، هنرمندان، فلاسفه و دانشمندان به اصفهان آمدند. حضور این افراد به همراه تمرکز قدرت صفویه در اصفهان، آنچنان شکوه و عظمتی را به این شهر بخشید که به نصف جهان مشهور شد. میدان باشکوه و بی نظیر نقش جهان در مرکز شهر جدید اصفهان ساخته شد و در اطراف آن، ساختمان های مجلل مانند مسجد جامع عباسی (مسجد امام)، مسجد شیخ لطف اللّه، کاخ عالی قاپو و سردر قیصریه هریک به عنوان شاهکاری از معماری ایرانی  اسلامی مورد توجه جهانگردان و سفرنامه نویسان شرق و غرب عالم قرار گرفت. ایجاد محور چهار باغ عباسی و بالا، محلات متعدد (تبریزی ها یا عباس آباد، خواجو، جلفا، سعادت آباد و فرح آباد)، ایجاد پل های متعدد برروی زاینده رود، ساخت باغ های بزرگ و زیبا مانند باغ هزار جریب و مدارس بزرگ مانند مدرسهٔ چهارباغ از جمله اقداماتی بود که به عظمت اصفهان بیش از پیش افزود.

به غیر از شهر اصفهان در سایر شهرها و حتی روستاهای استان نیز آثاری از دورهٔ صفویه به چشم می خورد؛ مثلاً کاشان، خوانسار، نجف آباد (ایجاد شهر در زمان صفویه)، کوهپایه و نائین.

نمونه ای از شخصیت ها و نام آوران استان

استان اصفهان از گذشته های دور تاکنون چهره های توانمند و شخصیت های ارزشمند فراوانی را به فرهنگ بشری، تمدن اسلامی و جامعهٔ ایرانی ارائه کرده است. سلمان فارسی، یار صدیق پیامبر بزرگوار اسلام، از مردم این سامان بوده است و کاوهٔ آهنگر، مبارز راه عدالت و آزادی، از مردم پرتیکان بود. در اوج درخشش تمدن اسلامی که ایرانیان از پیشگامان علوم و فنون اسلامی بودند، بسیاری از دانشمندان رشته های مختلف از این استان برخاسته یا زندگی علمی خود را در این سامان گذرانده اند. در قرن چهارم هجری قمری، شخصیت های برجسته ای چون حمزهٔ اصفهانی، صاحب بن عباد، حافظ ابونعیم، ابن مسکویه، ابوالفرج اصفهانی، ابن سینا (گرچه در اصفهان متولد نشد ولی بیشتر آثار علمی او در این شهر شکل گرفت و شاگردان معروفی را در این شهر تربیت کرد) مدت زیادی به تألیف، پژوهش و تربیت شاگردان در این شهر پرداختند. از دورهٔ سلجوقیان تا شروع دورهٔ صفویه استان اصفهان علما و شعرای بسیاری را به خود دید که از آن جمله می توان به خواجه نظام الملک (مؤسس مدارس نظامیه)، راغب اصفهانی، عماد الدین کاتب، غیاث الدین جمشید کاشانی، جمال الدین عبدالرزاق و کمال الدین اسماعیل که هر کدام از مشاهیر عصر خود بوده اند، اشاره کرد.


شکوه کم نظیر اصفهان در عصر صفویه تنها به ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محدود نمی شد. پرورش و تجلی بزرگان در رشته های مختلف، حکایت از یک عصر طلایی در این دوره دارد. چهره های ممتازی مانند شیخ بهایی، میرداماد، میرفندرسکی، علامه مجلسی، ملاصدرا، فاضل اصفهانی، آقا حسین خوانساری، حکیم شفایی، صائب تبریزی، محتشم کاشانی، علی رضا عباسی، علی اکبر اصفهانی، محمدرضا امامی که هرکدام نه تنها در استان بلکه در کل کشور و جهان اسلام تأثیرگذار بودند. از اواخر دوران صفویه تا پایان قاجار چند تن از دانشمندان استان، منشأ تحولات علمی و فرهنگی در کشور بوده اند که از آن جمله می توان به محمدصادق اردستانی، وحید اصفهانی، آقامحمد بیدآبادی، حکیم قمش های (صهبا)، جهانگیر خان قشقایی و سیدمحمدباقر درچه ای اشاره کرد. شخصیت ها و چهره های برجستهٔ دوران اخیر نیز در استان ما کم نبوده اند. از میان آن ها می توان بزرگانی چون میرزای نائینی، سیدابوالحسن مدیسه ای اصفهانی، آیت الله سیدحسن مدرس، حاج آقا رحیم ارباب، سیدحسن وحید دستگردی، جلال الدین همایی، محیط طباطبایی زواره ای، پروفسور عبدالجواد فلاطوری و شهید آیت الله دکتر بهشتی را نام برد. علاوه بر مردان نام آور در تاریخ این استان بزرگ، بانوانی در صحنهٔ علم، هنر و اخلاق در دامن این استان پرورش یافته اند که می توان به بزرگانی چون ام الفارسیه (اولین ایرانی مسلمان)، فاطمه جوزدانی، آمنه بیگم مجلسی، مریم بانو نائینی، هما امامزاده (اولین پزشک زن ایرانی از شهرضا)، بی بی جان کاشانی و بانو مجتهده امین اشاره کرد.

در عرصهٔ هنر، استان اصفهان زبانزد ایرانیان است. ظرافت، زیبایی و خلاقیت از ویژگی های هنرنمایی مردان و زنان این استان است. اساتیدی همچون استاد حیدر اصفهانی، عماد ورزنه، علی رضا عباسی، محمدرضا امامی، علی اکبر اصفهانی، میرعماد، محمدغفاری کاشانی (کمال الملک)، حبیب اله فضائلی و استاد محمود فرشچیان، نمونه هایی از هنرمندان این استان اند.